عنوان خبروظیفه شما در کارشناسی ارشد و دکترا چیست؟
(شاخه: نکات کلیدی امور پژوهشی)
ارسال شده توسط P. Jabbarzadeh
دوشنبه 31 شهريور 1393 - 15:33:39

در ادامه مطلب قبل در این مطلب قصد دارم هشدارهایی را بدهم که بر اساس تجربه مشاهده کرده ام که چرا بسیاری از دانش آموختگان کارشناسی ارشد و تا حدی دکترا به خواسته خود نمی رسند.

چرا مدرک برای شما کار ساز نیست؟ البته متاسفانه بحث "پ" یا گزینش سلیقه ای در ایران شایع است. این بحث هم در سطح آزمون دکترا هست و هم برای استخدامی شما. اما شما تنها با دانش و تخصص خود می توانید این مورد را کمرنگ کنید. این جواب می دهد. پس مدام نگران این نباشید که چون شما کسی سفارشتان را نمی کند یا اعنقادات مذهبی شدید ندارید هیچگونه شانسی ندارید.

سعی کنید بهترین باشید شانس هم پیدا می کنید. و اما:

وظیفه شما در کارشناسی ارشد و دکترا چیست؟


نوشتن مقاله (بدون چرندیات):

البته من خیلی مواقع با افرادی که با من تماس می گیرند هم بی پرده و صریح صحبت می کنم که گاهی توی ذوق ایشان می زند ولی سر آینده خود رو در بایستی نداشته باشید. بی پرده و صریح تصمیم بگیرید برنامه تان چیست.

بله شما همگی چه برای کارشناسی ارشد و چه برای دکترا زحمت میکشید و سختی هم تحمل می کند ولی ممکن است بجای اینکه تولیدات به علم تحویل دهید، چرندیات تحویل دهید. حتی اگر کار شما از نظر آماری معنی دار یا به عبارتی Significant باشد. در این حالت هر چه انتظار شما بیشتر باشد، بیشتر سر خورده خواهید شد و موقعیت مناسب را پیدا نمی کنید و با مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا هزار ادعا هم پیدا می کنید

واقعا عذر می خواهم با این لحن صحبت می کنم چون دوستان زیادی که ایمیل می زنند من را وا می دارند در مورد مطالبی که دریافت می کنم، اینجا مطلب بنویسم. واقعا بیشتر از اینکه صحبت های علمی بکنند مدام تکرار می کنند که دانشجوی دکترا هستم. عزیز شما هر موقعیتی را دارید پاسخ سوال من را بدهید که می خواهم شما را ارزیابی کنم.

خوب بگذریم. دوستان تمام تلاش های علمی شما برای این است که مقاله منتشر کنید. استاد دانشگاه هستید، دانشگاه شما برای شما پاداش در نظر می گیرد. زمانی به ازای هر امتیاز حدود 90 تا 100 هزار تومان بود. مثلا یک مقاله ISI هفت امتیاز داشت یا مقالات غیر آی اس آی تا 5 امتیاز داشت.

اگر دانشجو هستید مخصوصا مقطع دکترا، دانشگاه شما تعیین تکلیف می کند که مثلا یک یا دو یا بیشتر مقاله با نام دانشگاه منتشر کنید. حتی بعضی دانشگاه های خارج کشور مثل UPM (دانشگاه های داخل ایران را نمی دانم) چنانچه شما برای ارشد دو مقاله منتشر کنید شما را به دکترا منتقل می کنند (بدون ارائه پایان نامه کارشناسی ارشد) و یا اگر شما در مقطع دکترا چهار مقاله منتشر کنید، نیاز به نوشتن پایان نامه ندارید. همان چهار مقاله را پرینت می گیرید.

بنابراین شما هر کاری که می کنید برای انتشار مقاله هست و تمام اینده شما هم به همین بستگی دارد. سی وی غنی تر یعنی اینده پر بار تر. البته نوع مقاله و درجه ژورنال هم اهمیت دارد (در مورد مقاله، مطالب مرتبط را از اینجا مطالعه کنید)

مهندسی معکوس در روند یک کار پژوهشی اهمیت دارد.

در حقیقت من هر چه می نویسم بر اساس روش کار خودم هست که نتیجه گرفته ام و به دوستان منتقل می کنم. بعضی نکات شاید از نظر دوستان شعار گونه به نظر برسد ولی من عمل کرده ام و جواب داده است. حال علاقه دارم شما هم مطلع باشید.

زمانیکه شما وارد مقطع تحصیلی جدید می شوید اکثرا تا آنجا که دیده ام اولا دنبال اسامی بزرگ و دهان پر کن می گردید (مثلا می گویید که استاد ما یک موضوعی می خواهیم در زمینه نانو باشد یا دلیوری دارو باشد) بعد هم می پرسید استاد می شود دلیوری را توضیح دهید. آخر دوست من شما که یک تعریف را نمی دانید چطوری می خواهید در آن حیطه کار کنید و مقاله هم منتشر کنید.

البته نه سوال کردن عیب است و نه نداستن عیب است. ولی صحبت من این است باید ذهن شما ساختار آکادمیک و پژوهشی پیدا کند. تمام داستانی که من می خواهم منتقل کنم همین است. ذهنی که این ساختار را دارد نوع سوال پرسیدنش فرق می کند.

مهندسی معکوس در امر پژوهش. بله این روش من است و اکثرا هم دوستان من که در کار شریک هستند مثل خیلی های دیگه فقط دنبال یک کار بزن در رو هستند، مدام سعی می کنند در کار من کارشکنی کنند. چون خیلی مواقع کار را متفاوت انجام می دهم. یعنی چی؟ یعنی اینکه اکثرا یک پروتوکل که 20 نفر قبل تر انجام داده اند را می گیرند دستشان و عین همان را انجام می دهند نهایت دارو و یا سلول را تغییر می دهند.

مهندسی معکوس یعنی اینکه شما دنبال اسم دهان پر کن نباشید. دنبال نتیجه باشید. بدینصورت:

قدم نخست: انتخاب موضوع اصلی. مثلا قصد شما پیدا کردن یک روش درمانی برای سرطان X باشد. دیگر مهم نیست که دلیوری دارو باشد یا نباشد.

قدم دوم: انتخاب عنوان تخصصی تر. برای درمان یک دارو و نوع سرطان اختیاری است شما می توانید سرچ کنید یا ببینید در دپارتمان شما چه دارویی وجود دارد و یا چه سل لاین هایی هست، مثلا در این مرحله داروی بربرین و سرطان پستان را انتخاب می کنید.

قدم سوم: پیدا کردن نقطه صفر مرز دانش. شما در مرحله دوم مقالات زیادی مطالعه کرده اید و معمولا تعداد مقالات شما از مرز 50 عدد گذشته است. در قدم سوم با استفاده از همین مقالات شما به آخرین تحقیقاتی که می شود می رسید و به یک جا می رسید که مثل یک جاده اسفالت هست که ناگهان به خاکی برسد و در نهایت هم پرتگاه باشد و شما متوقف می شوید. اینجا دقیقا همانجایی هست که شما کارتان را تعریف می کنید. آستین ها را بالا می زنید زیرا که در این محل باید یک پل احداث کنید.

قدم چهارم: رسیدن به یک ایده. حال با توجه مقالات متوجه می شوید که مقالات به کجا می روند. مثلا بربرین تا کنون بر روی microRNAs های مرتبط با سرطان پستان کار نشده است. فقط چهار مقاله هست که سه مقاله روی سرطان های ملانوم، کبد، و تخمدان است و یکی بر روی دیابت که اثر بربرین را بر روی مهار miR ها بررسی کرده اند. حال به یک ایده میرسید که اگر بربرین را هدف مند طراحی کنید که بفرستید miR-21 را مهار کند نقش کلیدی در درمان سرطان دارد. دیگر به این کار نداشته باشید اسم این روش چی هست. متوجه می شوید؟؟؟ دنبال هدف باشید. گاهی با این حواشی که برای خودتون درست می کنید اصلا یادتون می رود که دنبال چی هستید. اگر خوب کار کنید کل این چهار قدم سه ماه بیشتر زمان نمی برد.

ولی دانشجویان که تماس میگیرند از من موضوع می خواهند می فرمایند یک موضوع خوب می خواهیم در زمینه نانو، بیوتکنولوزی، دراگ دلویری یا سرطان. عزیز من ، اینگونه نمی شود. باید با آرامش شروع کنید خودتون به یک ایده برسید. وقتی از من یک ایده بگیرید من بر اساس قالب ذهنی خودم و مطالعاتم و کارهای آتی خودم به شما ایده می دهم، یعنی من میدونم با آن موضوع چه کار کنم ولی شما که ایده را میگیرید باز دور خودتون می چرخید. مگر اینکه من خوب با شما کار کنم و ساعت ها ذهن شما را بپرورانم که برای آن موضوع آماده شوید. دوستان کار کردن ساده است، صحبت من این است که کاری که به یک مقاله خوب منتهی شود وگرنه می شود جزو همان چرندیات. حالا نانو باشد یا دلیوری دارو. ژورنال ها دنبال این اسم نیستند. دنبال این هستند که شما چه نوآوری دارید در کارتان.

قدم پنجم: تصمیم بگیرید در چه ژورنالی با چه درجه ای قصد انتشار دارید. حال اگر شما می خواهید روی سل لاین کار کنید یا نمونه بیوپسی بگیرید و یا عصاره گیاهی می خواهید کار کنید یا اثر دو داروی ضد سرطان را از نظر استفاده ترکیبی و عوارض جانبی می خواهید بررسی کنید، موضوع شما هر چه باشد باز باید مقالات را ورق بزنید.

تصمیم بگیرید در چه ژورنالی می خواهید کارتان چاپ شود. به درجه بندی من مراجعه کنید. اگر ایمپکت بالای 2 را در نظر بگیرید بسیار عالی است، ایمپکت فاکتور بالای 1 هم خوب است. استاندارد خود را بالا ببرید و سعی کنید به ایمکت زیر 1 یا هر نوع ژورنالی قناعت نکنید. البته شما این را نمی دانید. این دقیق همان دلیلی است که کاری شروع می شود بدون اینکه در مورد مقاله اش فکر کند بعد پایین ترین ژورنال های ISI هم منتشر نمی کنند. این یعنی مهندسی معکوس. شما هنوز پروپوزال ننوشته اید ولی ژورنال هدف خود را هم پیدا می کنید یا یک دسته ژورنال انتخاب می کنید و تصمیم میگیرید در یکی از اینها منتشر کنید.

قدم ششم: مطالعه دستورالعمل نویسندگان ژورنال هدف. حال شما باید دستور العمل نویسندگان که تحت عناوینی همچون Instruction to authors هست را مطالعه کنید. شما در این مرحله دنبال چه چیزی هستید؟ شما باید ببینید که شرط یا شروطی گذاشته شده است یا خیر. مثلا ژورنال ها بیشتر تاکید می کنند که این تعداد سل لاین باید باشد و یا عصاره گیاهی را قبول نمی کنند یا تعداد رفرنس ها نباید 50 یا 100 عدد بیشتر باشد.

این به شما خط مش می دهد که مثلا چند سل لاین را انتخاب کنید یا داروی خود را چگونه تغییر دهید که قابل انتشار در ژورنال هدف شما باشد. بعضی ژورنال ها صریحا نوشته اند که در این موارد ..... مطلب ارسال نکنید. در این مرحله شما در مورد کار خود تصمیم گیری می کنید. حالا چه مقاله مروری می خواهید بنویسید و چه مقاله تحقیقاتی تکلیف شما روشن می شود. این تکلیف باید قبل از شروع کار شما روشن شود.

قدم هفتم: مطالعه تکنیک هایی که در مقالات مشابه کار شما منتشر شده است. در ادامه مرحله شش، حال باید تکنیک های خود را انتخاب کرده و دسته بندی کنید. باید ببینید که چه تکنیک هایی در ژورنال های مورد نظر شما منتشر می شود. در یک مقاله چه تکنیک هایی وجود دارد. مثلا اگر کار پلی مورفیسم است، حتما سکانسینگ دارد. یا وقتی کار از بیماران نمونه می گیرید حتما باید رضایت نامه و تائیدیه کمیته اخلاقی دانشگاه را برای ژورنال بفرستید. باید قبل از شروع کار بدونید یک سال دیگر چه چیز هایی دست شما باید باشد.

فدم هشتم: نوشتن پروپوزال. حال که خوب بررسی کردید حال می توانید شروع به نوشتن پروپوزال کنید. البته اینگونه فکر کردن در تمام طول تحصیل شما باید باشد و با آرامش نخست باید نیازهای خود را لیست کنید و سپس به سمت آنها حرکت کنید. حال ببینم کدام ژورنال جرات دارد مقاله شما را منتشر نکند.

چون با توجه به سیستم آموزشی ایران معمولا دانشجویان فقط می دوند ولی نمیدانند دنبال چه چیزی می دوند. ولی ظاهرا آن چیز سه نام دارد: 1) دکترا، 2) شغل، 3) پول. البته ازدواج را هم فکر کنم کلا کنار گذاشته اند بخاطر مشکلاتش (هه هه هه)

عزیزانم، اگر بجای اینکه به این سه کلمه فکر کنید به هفت قدمی که من گفتم فکر کنید مطمئن باشید به این سه قدم هم می رسید.

لذا من تصمیم گرفتم گروه های پژوهشی را راه اندازی کنم که از اول با آنها این روش نگاه کردن را تمرین کنم، ایده بدهم سر ایده ها بحث کنم، و با هم مهندسی معکوس را تمرین کنیم، در کار آنها نظارت کنم روش کار و تکنیک ها را با هم مرور کنیم که کدام ها برای کار آنها مناسب است، و تا به ژورنال برسیم. ان شا الله یک پروژه با هم کار کنیم روش هایی را یاد خواهید گرفت که ان شا الله دیگر کسی جلو دار شما نیست و هر شش ماه یک مقاله عالی منتشر کنید.

پیش خودمان بماند، مقاله ای که در حال نوشتن هستم برای ایمپکت بالای 4 نوشته می شود. البته نیت من ایمپکت 5 تا 7 است ولی زیر 4 منتشر نمی کنم. البته ان شا الله ذهن من بدون مشکل همچنان کار کند. چون زندگی در خارج از ایران سخت است و گاهی یک مشکل و در گیری ذهنی چراغ ذهن شما را کم سو می کند و کار را موقتا تعطیل می کنی. حالا که فعلا خوب است. ان شا الله که شما هم موفق باشید.

سوالی داشتید در خدمت عزیزان هستم.

درود بر شما

=============================


استفاده از این مطلب بدون دادن لینک پایگاه زیست شناسی ایران ممنوع است.




این خبر از طرف پایگاه زیست شناسی ایران ::: پورتال جامع آموزشی و پژوهشی
( http://www.iranbiology.ir/news/news.php?extend.329 )


زمان بازسازي صفحه :0.1473 ثانيه, 0.0272 براي هر جستجو .