تبدیل بافت فیبروز قلبی بدون استفاده از سلولهای بنیادی به سلولهای قلبی


بافت فیبروز یا بافت جوشگاهی یا همان scar، بافتی است که بعد از حادثه دیدن در قسمتی از بدن تشکیل می شود. دقیقا مثل بافتی که بعد از زخم شدن دستها در محل جوشگاه زخم ایجاد می شود. چنین اتفاقی بعد از حمله قلبی در بافت عضلانی قلب هم می افتد و در آنجا بافت فیبروز (جوشگاهی) به درد نخوری تشکیل می شود که می تواند در فعالیت قلب هم مشکل ایجاد کند.



پیش از این مرسوم بود که برای ترمیم چنین بافتهایی، مقداری سلول بنیادی به داخل ضایعه یا محل مورد نظر تزریق می کردند و نتایج شگفت انگیز آن را می دیدند. دیگر کار به جایی رسیده بود که محققین سرنگ پر از سلولهای بنیادی به دست گرفته بودند و آن را به درون بافتهای مختلف بدن در شرایط متفاوت تزریق می کردند تا ببینند چه اتفاقی می افتد.

اما حالا پژوهشگران دانشگاه دوک در کارولینای شمالی در اقدامی واقعا مبتکرانه با وارد کردن مقداری mRNA به درون سلولهای فیبروبلاست (سلولهای بافت فیبروز یا جوشگاهی) آنها را به سلولهای عضلانی مشابه سلول های عضلانی قلب تبدیل کردند.

این تحقیق هم در محیط آزمایشگاهی و هم در سلولهای زنده، انجام شد و در هر دو حالت موفقیت آمیز بود. استفاده از این روش به جای سلولهای بنیادی (که معمولا از منابع دیگری به غیر از خود بیمار تامین می شدند) بسیاری از مشکلات طبی و اخلاقی استفاده از سلولهای بنیادی را از بین خواهد برد و در عین حال به کسانی که کارآیی قلب آنها بعد از یک حمله قلبی کاهش یافته، نوید یک زندگی بسیار بهتر را خواهد داد.

این پژوهش اکنون به مرحله ای رسیده است که باید بر روی حیوانات بزرگ انجام شود و در صورت موفقیت آمیز بودن آن، نوبت به انسانها خواهد رسید. دانشمندان اظهار امیدواری کرده اند این این روش درمانی در طول یک دهه آینده بتواند به خوبی پیش برود و بعد از تایید مقامات ذیربط، در بیمارستانها قابل استفاده باشد. باید اعتراف کنیم که صبر و حوصله این دانشمندان در اعلام نتایج تحقیقات شان و استفاده از آنها در عرصه درمان برای ما عجیب به نظر می رسد.


[ارسال شده توسط Bioscientist]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|زیست شناسی سلولی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

يادداشت‌هايي درباب روزنامه‌نگاري علمي ـ 3 : شبه علم و علم، دانشمند و دانشمندنما


همان‌طور كه در بخش قبلي اين مجموعه يادداشت‌ها (روزنامه‌هاي 28 فروردين و 4 ارديبهشت 1391)‌ نوشتم، يكي از چالش‌هايي پيش روي روزنامه‌نگاران علمي كه براي رسانه‌هاي عمومي، محتوا توليد مي‌كنند، چگونگي مواجهه با شبه علم است.



علم حوزه فعال و بسيار پرماجرايي است، رويدادهاي فراواني در آن رخ مي‌دهد و بهانه‌هاي زيادي براي نوشتن يا حرف زدن درباره آن وجود دارد و البته در ميان اين بازار اجناس غيرمرغوب و تقلبي نيز فراوان يافت مي‌شود.

نشريات و رسانه‌هايي كه با مخاطب عام سر و كار دارند و به موضوع علم مي‌پردازند، بدون شك در تيررس گروهي از افراد قرار دارند كه آنها را سودازده مي‌ناميم. افرادي كه آگاهانه يا ناآگاهانه از مفاهيم علمي سوء استفاده مي‌كنند و شبه علم را ترويج و در نهايت حرف‌هاي بي‌معني را در پوششي از علم به خورد مخاطب مي‌دهند. به همين دليل اگر شما روزنامه‌نگار علمي در رسانه‌اي بزرگ باشيد بدون اين‌كه لازم باشد به دنبال شبه علم برويد، شبه علم به دنبال شما خواهد آمد و بايد هر بار كه مطلبي را مي‌شنويد آن را با عيار علم بسنجيد تا نكند در دام شيادان بيفتيد.

شبه علم هر اعتقاد، باور يا ادعايي است كه اگرچه در ظاهري علمي پيچيده شده است، اما به دور از روش‌هاي علمي است.

قبل از اين‌كه به بحث شبه علم و سودازدگان علمي بپردازيم يك نكته را بايد يادآوري كرد. شبه علم و علم همسايه ديوار به ديوار هم نيستند در اين بين طبقه‌بندي‌هاي ديگري نيز جاي مي‌گيرند. براي مثال گاه روي مفهومي كه ظاهر علمي ندارد، به روش علمي بحث و بررسي مي‌شود، در اين حالت شايد آن مفهوم به بدنه رايج علمي راه نيافته باشد، اما از آنجايي كه در بررسي آن روش علمي رعايت شده است شبه علم نيست. زماني صحبت از شبه علم مي‌كنيم كه مفهومي با ظاهر علمي بر پايه روشي علمي بنا نشده باشد.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|هوش و روان شناسی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

يادداشت‌هايي درباب روزنامه‌نگاري علمي ـ 2 : روزنامه نگاري علمي يعني چه؟


گروه دانش روزنامه جام‌جم مدتي پيش از من خواست تا يادداشت‌هايي در زمينه روزنامه‌نگاري علمي بنويسم. زماني كه فكر مي‌كردم چه چيزي بايد درباره روزنامه‌نگاري علمي بنويسم، ايده‌هاي مختلفي به ذهنم خطور كرد. از درس نامه‌ها و تعريف‌هاي كلاسيك گرفته تا تجربه‌هاي شخصي.



از آنجا كه انتشارات موسسه جام‌جم بزودي كتابي در زمينه روزنامه‌نگاري علمي ​منتشر مي‌كند، فكر كردم بحث‌هاي طبقه‌بندي شده را براي آنجا باقي بگذارم و در اين ستون‌ها درباره برخي​تعريف‌ها و سوءتفاهم‌ها كه به نظرم مي‌رسد و سوال‌هايي كه ممكن است پيش روي همكارانم در اين گرايش باشد، بپردازم. به همين دليل اگرچه اين مجموعه به برخي اصول و چالش‌هاي روزنامه‌نگاري علمي مي‌پردازد، اما يك درس نامه مستقل يا راهنماي جامع براي آن نخواهد بود.

روزنامه‌نگار علمي كيست؟

شايد ريشه بسياري از اصلي‌ترين چالش‌هاي موجود در هر رشته‌اي از همان جايي نشأت بگيرد كه مفاهيم به ظاهر بديهي در آن قرار دارد. تعريف بديهيات به نظر كاري عبث و بيهوده مي‌آيد، اما فراموش كردن همين تعاريف اوليه باعث مي‌شود مشكلات فراواني به وجود آيد.

براي اين‌كه مشكلاتي كه به آن اشاره مي‌كنم مفهوم‌تر شود به موضوعاتي كه احتمالا هر روزنامه‌نگار علمي در ايران ـ و در اغلب نقاط جهان ـ با آن دست و پنجه نرم كرده است، توجه كنيد.

ـ شما در مقابل يك دانشمند محترم و جا افتاده و باسابقه قرار گرفته‌ايد و مشغول پرسش و پاسخ با او هستيد. به سوالي مي‌رسيد و در جواب شما، آن فرد به جاي آن‌كه پاسخ دقيقي بدهد، به شما مي‌گويد: اين سوال خيلي مرتبطي نيست بهتر است از آن بگذريد.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|هوش و روان شناسی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

يادداشت‌هايي درباب روزنامه‌نگاري علمي ـ 1 : علم چيست؟


روزنامه‌نگار علمي درباره علم گزارش ارائه مي‌كند، مصاحبه و گفت‌‌وگو ترتيب مي‌دهد، تحقيق مي‌كند گزارشگري كرده و نتيجه كار خود را در يكي از قالب‌هاي مشخص و متناسب رسانه خود ارائه مي‌كند. اما موضوعي كه او درباره آن مي‌نويسد، علم است. بياييد دوباره به تعاريف اوليه برگرديم، علم چيست؟



اين سوال به ظاهر، پرسشي ساده و ابتدايي است. همه مي‌دانند علم چيست. همه از ارزش علم آگاهند و به همين دليل عالمان را ارج مي‌نهند و در تلاش براي كسب علم و معرفت و دانش هستند.

همه اين حرف‌ها كاملا درست است، اما علم در طول تاريخ تغيير كرده است. علم در دوران ما و در زبان فارسي معادلي براي كلمه Science است. علم به اين معني، مفهومي كاملا جديد است. ابزار و روش‌هاي خود را دارد، اقتصاد و بازار دارد و همچون هر محصول ديگري در جهان ما جنس تقلبي‌اش نيز در بازار اطلاعات امروز فراوان است.

جديد بودن علم تجربي را بايد در تاريخ تحول آن جستجو كرد. علم به معنايي كه ما امروز مي‌شناسيم، محصول عصر روشنگري و رنسانس اروپاست كه در قرن 16 و 17 اتفاق افتاد، آيا پيش از آن جهان علم نداشت؟ قطعا تاريخ دانش و آگاهي و علم قديمي‌تر از اين زمان است. نگاهي به گذشته خود بيندازيم تا دستاوردهاي علمي و فني شگفت‌انگيز را ببينيم، اما اين دو با هم ناسازگاري ندارند.

در رنسانس و پايان عصر تاريكي، مفهوم جديدي از علم به دنيا معرفي شد. اين نوع از آگاهي بر مبناي مشاهده، آزمايش، فرضيه‌پردازي، آزمودن فرضيه‌ها، توسعه دادن و شايد از همه مهم‌تر ابطال كردن و ابطال شدن رشد كرد. گوهري كه درون علم مدرن قرار دارد، شك‌گرايي است. علم اگر در ذات خود با يك چيز دشمن باشد، آن جزم‌گرايي و دگم‌انديشي است. علم تجربي فرآيندي است كه طي آن پديده‌ها و رويدادهايي را مشاهده مي‌كنيم. براساس مشاهدات خودمان و تكرار آنها نظريه‌اي را طراحي مي‌كنيم و آن را به آزمون مي‌گذاريم؛ زماني كه از آزمون‌ها موفق بيرون آمد، آن را توسعه مي‌دهيم و سعي مي‌كنيم رويدادهاي ديگر را بر مبناي آن پيش‌بيني كنيم. پيش‌بيني‌ها را بر مبناي آن نظريه بار ديگر به آزمون مي‌گذاريم و در نهايت يك نظر علمي را ممكن است ابطال يا اصلاح كنيم.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|هوش و روان شناسی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

کشف توانایی سلول های بنیادی عصبی در ریشه کنی سرطان


علی رغم دهه ها تحقیق در زمینه سرطان، هنوز هم این بیماری یکی از علل اصلی مرگ در سراسر جهان می باشد، بطوریکه در سال2008، 7.6 میلیون مرگ ناشی از سرطان برآورد شده است. همچنین سرطان سینه یکی از شایع ترین علل مرگ و میر در هر سال می باشد. در کشور سنگاپور بیش از 1400 زن به سرطان سینه مبتلا هستند و سالیانه 300 نفر در اثر این بیماری جان خود را از دست می دهند. بخشی از علل بالای مرگ و میر ناشی از سرطان، به توانایی تهاجمی تومور های بدخیم و گسترش آنها در سراسر بدن و بخش دیگر به ناکارآمدی روش های درمانی متداول در ریشه کنی سلول های سرطانی برمی گردد.

یک تیم از محققان موسسه مهندسی زیستی و نانوتکنولوژی، اولین موسسه تحقیقاتی مهندسی زیستی و نانوتکنولوژی در سطح جهان، با حضور محقق ایرانی دکتر محمد شهبازی، موفق به کشف سلول های بنیادی عصبی شده اند که دارای توانایی ذاتی در هدف قرار دادن سلول های تومور در خارج از سیستم عصبی مرکزی هستند...

نتایج این تحقیق که به تازگی در ژورنال سلول های بنیادی منتشر شده است حاکی از آن است که گروه محققان IBN به سرپرستی دکتر Shu Wang موفق شدند از سلول های بنیادی عصبی (neural stem cells) مشتق شده از سلول های بنیادی پرتوان القا شده (induced pluripotent stem ) با منشا فیبروبلاست انسانی برای درمان سرطان سینه استفاده کنند. سلول های iPS، سلول های سوماتیکی هستند که با انتقال فاکتورهای خاصی به آن ها، از نظر ژنتیکی دوباره برنامه ریزی شده و قابلیت پرتوانی (تکثیر بالا) را کسب کرده اند. این سلول ها می توانند از سلول هایی با منشا متفاوت مانند فیبروبلاست ها، کراتینوسیت ها، هپاتوسیت ها و خون حاصل شوند.



[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

تقويت قدرت باروري مردان با ژل كمك‌كننده اسپرم




دانشمندان انگليسي موفق به دستيابي به بينش‌هاي جديد در مورد دلايل ناباروري مردان شده‌اند كه نويددهنده درمان‌هاي جديد در آينده است.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ باروري مردان تا پيش از اين تا ميزان زيادي ناديده گرفته شده و اغلب زنان مجبور به مصرف داروهاي سنگين يا انجام روشهاي پرهزينه و تهاجمي بودند. اين در حالي است كه نيمي از مشكل ناباروري در ميان زوج‌ها مربوط به مردان است.

اكنون بررسي يك جنبه حياتي باروري مردان كه چگونگي شناور بودن سلولهاي اسپرم بوده، دانشمندان دانشگاه بيرمنگام را قادر به شناسايي درمانهاي بالقوه جديد براي تشديد سلولهاي باروركننده مرد كرده است.

اين دانشمندان موفق به شناسايي نوعي تركيبات شيميايي شده‌اند كه قابليت شناوري سلول‌هاي اسپرم را افزايش داده و به باور دانشمندان مي‌تواند به افزايش تعداد سلولهاي داراي قابليت دستيابي به تخمك كمك كند.

محققان در حال حاضر در حال استفاده از اين تركيبات براي توليد يك ژل جديد هستند كه شانس باروري طبيعي را بدون نياز به روشهاي پرهزينه‌اي مانند لقاح مصنوعي، افزايش دهد.

اين پژوهش همچنين مي‌تواند به پزشكان در انتخاب سلول‌هاي سالمتر براي استفاده در روشهاي كمكي مانند لقاح مصنوعي و تلقیح داخل رحمی كمك كند.

درمانهاي باروري اساسا بر پايه كمك به اسپرم در دستيابي به تخمك است. اكثر اين درمان‌ها شامل انجام عمليات تهاجمي بر روي زنان حتي در صورت سالم بودن آنها است.

دانشمندان اكنون در مراحل اوليه آزمايش‌هايي هستند كه باعث شناور شدن اسپرم‌هاي بيشتر در گردنه رحم مي‌شود بدين معني كه اسپرم بيشتري قادر به ورود در رحم خواهد بود. اين كار باعث افزايش قدرت باروري خواهد شد.

دانشمندان در آزمايش‌هاي خود دريافتند كه سلولهاي موفق‌تر اسپرم به شيوه‌هاي خاص، خود را حركت مي‌دهند. آنها اكنون در تلاش براي ثبت مولكولهايي هستند كه قادر به افزايش اين حركت اسپرم‌ها با هدف تركيب آنها در يك ژل هستند تا زوجها بتوانند از آن براي افزايش قدرت باروري مردان استفاده كنند.


نویسنده :P. Jabbarzadeh|بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

محقق ايراني موفق به ساخت نانوحسگر عضله مصنوعي شد




محقق ايراني دانشگاه «ماين» و همكارانش با تقليد از گياه «ونوس فلاي ترپ» موفق به ساخت نانوحسگري شده‌اند كه مي‌تواند بخشي از عضله مصنوعي باشد.

به گزارش سرويس فناوري ايسنا، «ونوس فلاي ترپ» نام گياهي است که مي‌تواند حشرات بسيار کوچک را به ‌دام انداخته و بخورد. مکانيسم به‌ دام اندازي اين گياه به شکلي است که روي دو دهانه اين گياه موهايي وجود دارد که اگر مگس يا عنکبوتي روي اين دهانه حرکت کرده و به اين تارها برخورد کنند، دهانه به سرعت بسته مي‌شود، اين کار در چند صد ميلي ثانيه اتفاق مي‌افتد و مانع از فرار حشره مي‌شود.

پژوهشگران از اين سيستم الهام گرفته‌اند تا روبات‌هايي را با استفاده از مواد مصنوعي توليد کنند. محسن شاهين‌پور و همکارانش از دانشگاه «ماين» با الهام از اين گياه، نانوحسگرهايي را ساخته‌اند که بسيار نازک و انعطاف‌پذير است. اين نانوحسگر مي‌تواند بخشي از عضله مصنوعي باشد.

با اين سيستم مي‌توان عضلات مصنوعي که به وسيله الکتريسيته تحريک مي‌شوند را توسعه داد و از آنها براي درمان بيماراني که از مشکل عضلاني رنج مي‌برند استفاده کرد.

نتايج اين تحقيق در قالب مقاله‌اي تحت عنوان Biomimetic robotic Venus flytrap (Dionaea muscipula Ellis) made with ionic polymer metal composites در نشريه «Bioinspiration & Biomimetics» به چاپ رسيده است.

شاهين‌پور در اين مقاله روش طراحي جديدي براي اين حسگر با استفاده از کامپوزيت فلز پليمر ارائه کرده است.

در سال 2000 اين گروه تحقيقاتي اولين مدل حسگري مبتني بر ترموديناميک برگشت ناپذير خطي و تعادل نيرو و جريان را ارائه کردند.

مکانيسم اين حسگري و عملگري در کامپوزيت فلز پليمر برمبناي سازماندهي يوني است که به‌ دليل اعمال ميدان الکتريکي يا در اثر خم شدن يا تغيير شکل مکانيکي ايجاد مي‌شود. اين کار موجب مي‌شود تا کاتيون‌ها تغيير سازماندهي داده و پتانسيل الکتريکي ايجاد کنند که به آن «پديده پويسون» گفته مي‌شود.

از آن جايي که عملکرد اين سيستم بسيار شبيه گياه «ونوس فلاي ترپ» است، بنابراين مي‌توان از آن به عنوان حسگر و عملگر استفاده كرد. براي طراحي اين سيستم، محققان کامپيوزيت فلز پليمر را به‌ صورت تار مانند روي ورقه‌هايي از همين کامپوزيت قرار دادند. اگر ماده روي اين تارها قرار گيرد آنها به‌ هم متصل مي‌شوند.

شاهين‌پور و همکارانش اين سيستم را به‌ صورت عملي تست کردند، نتايج نشان داد که تقليد از اين گياه به ‌خوبي انجام شده است. توسعه عضلات مصنوعي اهميت زيادي داشته، به ‌طوري که در بخش پزشکي و مهندسي قابل استفاده خواهد بود.


نویسنده :P. Jabbarzadeh|بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

كنترل روند پيشرفت سرطان ميسر شد




استاد پرديس علوم دانشگاه تهران موفق به طراحي و ساخت بيوسنسوري شد كه مي‌تواند ميزان بهبودي و پيشرفت بيماري سرطان را در بدن نشان دهد.

دكتر پرويز نوروزي، استاد شيمي تجزيه پرديس علوم دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به طراحي و ساخت اين بيوسنسور جديد گفت: با استفاده از حسگر زيستي ساخته شده در مركز الكترو شيمي دانشگاه تهران و با همكاري پژوهشكده علوم غدد و متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي تهران، مي‌توان ميزان رشد سرطان درخون و يا ميزان بهبودي افراد پس از عمل جراحي را مشخص كرد و به طور كلي اين تكنيك به عنوان يك آشكار ساز در يك سيستم جريان تزريقي استفاده مي‌شود.

وي افزود: براساس نوع پاسخي كه اين بيوسنسور مي‌دهد مي‌توان مشخص كرد كه سرطان و يا عامل بيماري به چه ميزان در بدن پيشروي كرد كه اطلاع از اين مساله پس از عمل جراحي از اهميت خاصي برخوردار است.

نوروزي تصريح كرد: روش‌هاي معمول كه يك نوع آن آزمايشگاهي است بسيار زمان‌بر هستند. به طور كلي حتي براي اندازه گيري نشان گر آن بيماري روزها وقت صرف مي‌شود اما با استفاده از حسگر زيستي ساخته شده حداكثر ظرف يك ساعت ميزان رشد و يا بهبودي سرطان مشخص مي شود.

وي خاطرنشان كرد: در استفاده از اين بيوسنسور يك قطره خون از فرد بيمار دريافت مي‌شود تا ميزان نشان گر مورد نظر اندازه گيري شود كه اين نشان گر بيانگر ميزان بهبودي يا پيشرفت يك بيماري است و پزشك براساس آن مي‌تواند تجويز داروها را تنظيم كند.


نویسنده :P. Jabbarzadeh|سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


زمان بازسازي صفحه :0.6871 ثانيه, 0.1769 براي هر جستجو .