موفقيت نهايي دانشمندان در ژن‌درماني نابينايان


محققان موفق شدند پس از اثربخشي دور نخست ژن درماني در بيماران LCA، چشم دوم بيماران را نيز تحت درمان قرار داده و بينايي آنها را بهبود بخشند.




به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در مطالعات قبلي 12 بيمار مبتلا به عارضه LCA مورد بررسي قرار گرفته و چهار بيمار نوجوان تحت ژن درماني قرار گرفتند. در دور نخست ژن درماني بينايي يك چشم بيماران پس از گذشت يك سال بهبود يافت.

محققان بيمارستان كودكان فيلادلفيا و دانشكده پزشكي پرلمان در دانشگاه پنسيلوانيا پس از بررسي اثربخشي ژن درماني در يك چشم بيماران مبتلا به عارضه LCA چشم ديگر اين بيماران را نيز با همين روش تحت درمان قرار دادند كه اين درمان نيز بدون خطر و عوارض جانبي گزارش شده است.

عارضه LCA‌ يك بيماري ارثي است كه باعث نابينايي مادرزادي شده يا فرد در كودكي به آن مبتلا شده و در جواني بينايي خود را از دست مي دهد.

ژن طبيعي RPE65 عامل توليد پروتئين در چرخه بينايي است و بروز جهش ژني و نقص عملكرد باعث تضعيف سلول هاي گيرنده نوري شبيكه چشم شده و فرد به مرور زمان بينايي خود را از دست مي دهد.

اگرچه محققان نگران واكنش سيستم ايمني به ژن درماني چشم دوم و مواجهه با يك پاسخ التهابي بودند، اما آزمايش بر روي حيوانات موثر بودن اين روش را نشان داد.

براي ژن درماني چشم دوم يك ويروس كه با روش هاي مهندسي ژنتيك اصلاح شده بود با يك نسخه از ژن معمولي RPE65 به بيماران تزريق شد.

روش ژن درماني در چشم دوم نيز موثر بود و بيماران قادر به ديدن در نور كم و حركت در بين موانع با شرايط نوري ضعيف بودند.

به گفته دكتر «ژان بنت» سرپرست تيم تحقيقاتي در دانشگاه پنسيلوانيا، بيماران پس از ژن درماني اعلام كرده اند كه بينايي آنها بسيار بهبود يافته و قادرند در نور كم شب راه بروند و صورت افراد را تشخيص دهند.

دكتر «منظر اشتري» متخصص راديولوژي و از سرپرستان تيم تحقيقاتي در خصوص ژن درماني چشم دوم بيماران مي گويد: نور ضعيفي به چشم افرادي كه به تازگي تحت درمان قرار گرفته بودند تابيده شد و با استفاده از روش تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي عملكردي (fMRI) مشخص شد كه مغز مسؤول پاسخ و حساسيت چشم به نور بسيار كم است.

محققان تأكيد مي كنند كه بايد تحقيقات بيشتري بر روي بيماران مختلف انجام شود تا از بي خطر بودن اين روش درماني اطمينان حاصل شود.

ژن درماني مي تواند در آينده براي درمان بيماريهاي شبكيه و ديگر بيماري ها مورد استفاده قرار گيرد.


نویسنده : P. Jabbarzadeh | بیماری های ژنتیکی و ژن درمانی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

کشف ریشه های ژنتیکی شکل نادری از پارکینسون


دانشمندان آمریکایی مکانیزیمی را کشف کردند که از طریق آن یک جهش ژنتیکی شکل نادری از بیماری پارکینسون را به وجود می آورد.




به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از خبرگزاری مهر، جهش ژنتیکی "پارکینا" منشای بروز شکل ژنتیکی و نادری از بیماری پارکینسون است.

اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه بوفالو در آمریکا مکانیزیمی را کشف کردند که از طریق آن این جهش ژنتیکی عمل می کند.

"پارکینا" پروتئینی است که در مایع بین سلولی (سیتوسل) وجود دارد و با غشای میتوکندریال نیز در ارتباط است. این پروتئین در عملکردهای مختلف متابولیکی سلولی شرکت می کند. به ویژه زمانی که یک سلول عصبی در معرض یک تحریک اضافی قرار می گیرد از راه اندازی مرگ سلولی از پیش برنامه جلوگیری می کند.

مطالعه درباره این بیماری روی بیماران زنده از دیرباز یکی از مشکلات دانشمندان بوده است چون نورونهای زنده به شدت به هم متصل هستند و اجازه نمی دهند که تحقیقات مفیدی بر روی نورونها به روشی مجزا انجام شود.

در سال 2007 گروهی از محققان ژاپنی اعلام کردند که توانسته اند سلولهای انسان را به سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC) تبدیل کنند. این سلولها شباهت بسیاری به سلولهای بنیادی جنینی دارند.

اکنون پژوهشگران آمریکایی در این تحقیق جدید توانستند برپایه تکنیک iPSC ، نورونهای انسان را از سلولهای مخاطی که از چهار نفر گرفته شده بودند در شیشه کشت دهند.

از این چهار نفر، دو نفر بیمار متاثر از شکل نادری از پارکینسون ناشی از جهش ژنتیکی پارکینا و دو فرد سالم به عنوان گروه کنترل بودند.

براساس گزارش نیچر، این بررسیها نشان داد به محض اینکه پارکینا جهش یافت دیگر نتوانست به روشی دقیق عملکرد دوپامین را کنترل کند و از پردازشهای نورونی مورد نیاز برای حرکت حمایت کند.

همچنین این دانشمندان کشف کردند که جهش پارکینا از کنترل دقیق تولید "منوآمینواکسیداز" (MAO) ممانعت می کند. MAO مسئول کاتالیزه کردن اکسیداسیون دوپامین است.


نویسنده : P. Jabbarzadeh | سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

ساخت سلول‌هاي قشر مخ از سلول‌هاي پوستي براي نخستين بار


دانشمندان دانشگاه كمبريج براي نخستين بار موفق به توليد سلول‌هاي قشر مخ از يك نمونه كوچك پوست انسان شده‌اند.




به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بيماري‌هاي مرتبط با اين بخش كه كار ساخت ماده خاكستري مغز را برعهده دارد از طيف گسترده‌اي از شرايط در حال توسعه مانند بيماري صرع و اوتيسم گرفته تا شرايط بازسازي سلولهاي عصبي مانند آلزايمر برخوردار است.

يافته‌هاي جديد دانشمندان به بررسي چگونگي توسعه قشر مخ، چگونگي ارتباطات آن و بروز اختلال در اين قشر كمك خواهد كرد. اين كار همچنين به محققان اجازه بازسازي بيماريهاي مرتبط با مغز مانند آلزايمر را در آزمايشگاه خواهد داد.

دانشمندان براي پژوهش خود از نمونه‌برداري‌هاي پوستي بيماران استفاده و سپس سلول‌هاي آن را به سلولهاي بنيادي تبديل كردند.

اين سلولهاي بنيادي به همراه سلول‌هاي بنيادي جنيني انسان سپس براي ساخت سلول‌هاي قشر مخ استفاده شد.


نویسنده : P. Jabbarzadeh | سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

دانشمندان روسي سرانجام به بكرترين درياچه جهان نفوذ كردند


در مراسم تقدير از دانشمندان روس كه سرانجام موفق به نفوذ به درياچه «وستوك» به عنوان بيگانه‌ترين و بكرترين درياچه جهان در قطب جنوب شدند، آب اين درياچه باستاني به «ولاديمير پوتين» نخست وزير روسيه اهدا شد.


به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روز جمعه گذشته (10 فوريه) و در مراسم تقدير از دانشمندان روس، « يوري توروتنف» وزير منابع طبيعي روسيه، يك قوطي حاوي يخ‌هاي ذوب شده درياچه را به «ولاديمير پوتين» نخست وزير اين كشور اهدا كرد.

نخست‌وزير روسيه كه موفقيت دانشمندان در اين زمينه را يك « رويداد بزرگ » توصيف مي‌كرد، ضمن ابراز شگفتي از اين موفقيت،‌ گفت: روزگاري دايناسورها از آب اين درياچه مي‌نوشيدند.

وي از اعطاي نشان ملي روسيه به تيم تحقيقاتي در آينده نزديك خبر داد.

پس از دو دهه تلاش، دانشمندان روس، يكشنبه هفته گذشته (پنجم فوريه) موفق شدند به درياچه «وستوك» در زير توده‌هاي عظيم يخي در عمق 12 هزار و 366 پايي شرق قطب جنوب دست يابند.

اين درحاليست كه اخبار رسمي اين موفقيت را تاييد نكرده بودند.

نزديك به 20 ميليون سال است كه هيچ نوري به درياچه «وستوك» تابيده نشده است و پيش‌بيني مي‌شود گونه هاي منحصر به فردي از موجودات در اين درياچه باستاني زندگي كنند.

برخي محققان از احتمال وجود زندگي ميكروبي در اين درياچه بسيار تاريك با وجود فشار بسيار بالا و سرماي شديد خبر مي‌دهند.

دانشمندان شرايط درياچه «وستوك» در زير يخ‌هاي قطب جنوب را با وضعيت پوسته يخي مريخ، «اروپا» به عنوان قمر مشتري و «انسلادوس» به عنوان قمر زحل مشابه مي‌دانند.

دستيابي به اين درياچه مي‌تواند به دانشمندان براي بررسي امكان وجود حيات در سيارات منظومه شمسي كمك كند.


نویسنده : P. Jabbarzadeh | بیولوژی تکامل و ماقبل تاریخ | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

كشف قديمي‌ترين گونه حيواني و جد احتمالي انسان!


محققان زمين‌شناسي دانشگاه «سن اندروز» انگليس موفق به كشف فسيل‌هاي ميكروسكوپي اسفنج مانند آفريقايي شده‌اند كه به نظر اولين گونه‌هاي حيواني شناخته ‌شده و احتمالا اولين اجداد تكاملي انسان در زمين به شمار مي‌روند.




به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فسيل‌هاي بسيار كوچك «Otavia antiqua» در سنگهاي 760 ميليون ساله در «ناميبيا» كشف شده‌اند.

اين موجود از اندازه‌اي مشابه يك دانه شن برخوردار بوده و محققان بر اين باورند كه اين اولين حيوانات چندسلولي در حقيقت اجداد دايناسورها، انسانها و تمام چيزهايي هستند كه نام حيوان بر خود مي‌گيرند.

پيش از اين اكتشاف، تصور مي‌شد كه موجودات چند ياختي متعلق به 650 ميليون سال قبل عنوان قديمي‌ترين حيوان زمين را بر دوش مي‌كشند.

محققان بر اساس محل كشف فسيل «Otavia» تصور مي‌كنند كه اين حيوان در آبهاي آرام مانند تالابها و ديگر محيط‌هاي كم‌عمق زندگي مي‌كرده و تغذيه آن احتمالا از باكتري و جلبك بوده است.

طبق سابقه‌هاي فسيلي، ‌اين حيوان حداقل دو دوره طولاني و بسيار سرد موسوم به فرضيه «زمين گلوله برفي» را كه در آن زمين كاملا از يخ پوشيده بوده، گذرانده است.

اين پژوهش در مجله ساينس آفريقاي جنوبي منتشر شده است.

[ارسال شده توسط صفا]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | بیولوژی تکامل و ماقبل تاریخ | ارسال نظر: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

یک حکایت آموزنده: هوش و درایت شما را در بحرانی ترین شرایط نجات می دهد.


دوستان یک ایمیل من دریافت کردم که این حکایت آموزنده را شامل می شد. خیلی جالب است شما هم بخوانید.

اکثر ما بارها در شرایطی قرار گرفته ایم که فکر کرده ایم کار ما تمام است. خود من یک بار در یک دریای طوفانی داشتم غرق می شدم. منتهی می توان با درایت به راهکاری رسید که شما را نجات دهد.


..... ادامه مطلب را بخوانید




[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | هوش و روان شناسی | ارسال نظر: 2 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

عشق مادر، حجم منطقه يادگيري مغز كودك را بزرگتر مي‌كند


محبت ورزي به کودک در اوان زندگي ممکن است به او کمک كند تا «هيپوکامپ»، منطقه‌اي مهم در مغز كه با يادگيري، حافظه و واکنش در برابر فشارهاي عصبي مرتبط است، بزرگتر شود.




به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از سرويس پژوهشي ايسنا، پژوهش‌هاي حيواني در گذشته نشان داد که پشتيباني مادرانه در رشد هيپوکامپ، توليد سلول‌هاي مغزي و توانايي مقابله با فشارها تاثير مثبتي بر موش‌هاي جوان دارد. از طرف ديگر، مطالعات در مورد كودك انسان، ارتباطي ميان تجربه‌هاي اوان كودكي و حجم آميگدالا كه به تنظيم پردازش و ثبت واكنش‌هاي احساسي كمك مي‌كند، يافت.

مطالعات پر شماري نيز نشان داد كودكاني كه در يك محيط محبت آميز پرورش مي‌يابند، در مقايسه با دوستانشان كه در محيطي عاري از ‌محبت زندگي مي‌كنند،‌ از نظر آموزشي و احساسي عموما عملكرد بهتري دارند.
تصويربرداري‌هاي مغزي اكنون فاش كرد كه عشق مادر حجم فيزيكي هيپوكامپ فرزند را تغيير مي‌دهد. در اين مطالعه، حجم هيپوكامپ كودكان مادران محبت ورز، در مقايسه با كودكاني كه مادران آنها كمتر محبت مي‌كردند، 10 درصد بزرگتر بود. پ‍ژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه ميان هيپوكامپ بزرگتر و حافظه بهتر پيوندي وجود دارد.

دكتر «جان لوبي»، پژوهشگر اصلي اين مطالعه و روانپزشك دانشكده پزشكي دانشگاه واشنگتن در سنت لوييس ميسوري گفت:‌ ما اكنون مي‌توانيم با اطمينان بگوييم كه محيط رواني-اجتماعي تاثير ملموسي بر چگونگي رشد مغز انسان دارد. اين يافته توان حركتي تازه‌اي به اين نظريه مي‌دهد كه مي‌گويد پرورش محبت ورزانه كودكان در دوران ابتدايي زندگي آنها تاثيري مثبت بر رشدشان دارد.

[ارسال شده توسط صفا]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | هوش و روان شناسی | ارسال نظر: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

مصرف سيگار و سطح تحصيلات پايين والدين، از عوامل افزايش بروز سرطان


نتايج يک پژوهش نشان مي‌دهد: عوامل خطرزايي از جمله محل سکونت، مصرف سيگار توسط پدر در دوران بارداري مادر، سطح تحصيلات والدين و وضعيت اقتصادي، با خطر بروز سرطان در کودکان ارتباط دارند.

به گزارش سرويس پژوهشي ايسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکي تهران، شناسايي عوامل خطرزاي بروز سرطان در کودکان داراي اهميت است، اما اين عوامل کمتر شناخته شده‌اند، به اين دليل پژوهشي با هدف تعيين عوامل خطرزاي بروز سرطان در کودکان زير 14سال توسط دکتر معصومه رامبد انجام شد.

اين پژوهش به ‌صورت مورد - شاهدي بر روي کودکان زير 14 سال انجام شد و 98 کودک مبتلا به سرطان در گروه مورد و 100 کودک سالم در گروه شاهد از نظر سن و جنسيت با يکديگر همگون شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه‌اي که حاوي برخي عوامل شناخته ‌شده و احتمالي بروز سرطان بود، از طريق والدين جمع‌آوري شد و تجزيه و تحليل داده‌ها با استفاده از آزمون آماري تي مستقل، کاي‌دو و رگرسيون لجستيک صورت گرفت.

در اين مطالعه، سطح تحصيلات پايين پدر و مادر، به ‌عنوان يکي از عوامل افزايش خطر بروز سرطان در کودکان گزارش شد.
يافته‌ها‌ حاکي از آن است که خطر بروز سرطان در کودکاني که در خانواده‌هاي با درآمد کم‌ زندگي مي‌کردند با نسبت شانس 3.08 بيشتر بود.

علاوه بر آن مصرف سيگار توسط پدر در دوران بارداري با نسبت شانس 3 و زندگي در مجاورت برق فشار قوي با نسبت شانس 1.5 نيز افزايش خطر بروز سرطان در کودکان را در پي داشت. به ‌علاوه، خطر بروز اين بيماري در کودکاني که پدر آنها روزانه بيش از 11 نخ سيگار مصرف مي‌کرد، با نسبت شانس 2.7 بيشتر بود.

نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهد: برخي عوامل خطرزا از جمله محل سکونت، مصرف سيگار توسط پدر در دوران بارداري، سطح تحصيلات والدين و وضعيت اقتصادي، با خطر بروز سرطان در کودکان ارتباط دارد. لذا لازم است مراقبين بهداشتي بهبود وضعيت محيطي و اقتصادي- اجتماعي خانواده را جزء اهداف خود قرار داده و تلاش‌هاي خود را بر پايه برنامه‌ريزي‌هاي پيشگيري‌کننده و آموزشي قرار دهند.


[ارسال شده توسط صفا]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


زمان بازسازي صفحه :0.9964 ثانيه, 0.1328 براي هر جستجو .