موش ها اَوَتار پزشکی ما می شوند


فیلم اَوَتار را دیده اید؟ وقتی که انسانی در جای یک موجود فضایی قرار می گیرد و اَوَتار دارد. حالا ممکن است در آینده شما هم یک اَوَتار واقعی داشته باشید.

اما در دنیای واقعی قرار است یک موش نقش اَوَتار ما را بازی کند تا به حل مشکلات پزشکی مان کمک کند. ایده این است که در آینده وقتی به بیمارستان مراجعه می کنید، علاوه بر معاینه و آزمایش ها، یک موش هم به شما اختصاص پیدا کند.

حیوانی که سیستم ایمنی اش تضعیف شده و یک پیوند از بافتی کوچک از بدن شما دریافت می کند. حالا بدن این موش سیستم ایمنی بدن ما را تقلید می کند یا اینکه سرطان ویژه ای از بیمار را دریافت کرده است. پزشکان می توانند داروهای مختلفی را ابتدا روی موش آزمایش کنند تا ببینیند کدام یک با بدن شما سازگاری بیشتری دارد. پزشکان طراح این ایده می گویند در این صورت حتی اگر اشتباهی هم صورت بگیرد اشکال چندانی ندارد، چرا که ما مشغول آزمایش روی یک موش هستیم. در بررسی های مختلفی که تا اینجا انجام شده، نتایج نسبتا موفقیت آمیزی به دست آمده است.

برای مثال در سرطان پانکراس یک بیمار، بخشی از تومور را به یک موش پیوند زده اند تا ببیند داروی جدید آنها روی تومور موثر است یا نه. نتیجه هم نشان داده که دارو در این مورد موفق عمل کرده است. هر چند پیش از آنکه دارو برای بیمار آغاز بشود او متاسفانه فوت کرده است. در بررسی دیگر، سیستم ایمنی بدن یک بیمار را با پیوند مغز استخوان و تیموس در یک موش شبیه سازی کرده اند.

این کار چند هفته زمان برده اما در نهایت موش تقریبا تمام سیستم ایمنی فرد را تولید کرده است. آنها قصد دارند از این موش ها برای بررسی درمان های دیابت استفاده کند. هر چند هنوز استفاده از موش ها به عنوان اَوَتار پزشکی در مراحل ابتدایی کار است و هزینه و وقت زیادی می برد.

اما گام جدیدی برای ایجاد درمان های اختصاصی و شخصی برای بیمار و بیماری است که ژنتیک فرد را هم در درمان دخیل می کند و می تواند افق جدیدی برای علم پزشکی باز کند. البته در این میان کسی نیست که نظر موش ها را در این مورد بپرسد.

منبع خبر: سایت نارنجی (www.narenji.ir)

[ارسال شده توسط Bioscientist]



نویسنده : P. Jabbarzadeh | بیماری های ژنتیکی و ژن درمانی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

ساخت نانوربات برای کشف بیماری


استفاده از ربات ها روز به روز در زندگی ما بیشتر می شود و هر روز شاهد ابداع و اختراع نوع جدیدی از این موجودات ظاهرا جاندار توسط دانشمندان و محققان هستیم.

حالا نوبت دانشمندان دانشگاه نیوکاسل انگلستان است که با همکاری بنیاد ملی علم ایالات متحده مشغول کار بر روی نوع جدیدی از ربات باشند. البته این ربات قرار نیست که شما را از خواب بیدار کرده و پس از آماده کردن صبحانه، تا محل کار همراهی تان کند. بلکه وظیفه آن، شنا کردن درون بدن شما و تجزیه و تحلیل کامل وضعیت هایی است که ممکن است منجر به بیماری شوند.

حتی شاید ربات کوچولوی ما بتواند علائم بیماری را قبل از آنکه شما احساس ناخوشی کنید، به موقع تشخیص دهد. جالب اینجا است که تقلید انسان از طبیعت پایانی ندارد و در این مورد هم محققان می گویند که برای الگوی این پروژه، سراغ مارماهی دریایی رفته اند.

زیرا این حیوان سیستم عصبی بسیار ساده ای دارد. ایده ای که دانشمندان دنبال می کنند، نسخه برداری از این سیستم در یک ربات کوچک و ریز است. یک سیستم عصبی (هرچند الکترونیکی) یکی از بخش های ضروری هر دستگاه رباتیک است. در نهایت این گروه از دانشمندان امیدوارند که بتوانند یک ابزار موقعیت یاب آنقدر کوچک تولید کنند که نتوانید آن را ببینید، اما آن دستگاه بتواند درون بدن شما جستجو کرده و نقاط مشکل ساز را پیدا کند.

البته پزشکان امروزی از ابزارهای تکنولوژیک پیشرفته ای، همانند تصویربرداری دیجیتال و MRI برای تشخیص بیماری ها بهره می برند. اما این روش ها تنها برای کسب اطلاعات بیشتر مناسبند و معمولا نیازمند تجهیزات گرانقیمت و بزرگ هستند که محدودیت بزرگی محسوب می شود. اما ربات مورد بحث به صورت تئوری، حتی می تواند لخته های خون و محل آنها را به دقت تشخیص دهد. یا اینکه علایم شیمیایی مرتبط با بیماری های مختلف را به سرعت شناسایی کند.

این ربات های کوچک همچنین می توانند دانش و بصیرت بی همتایی را در خصوص چگونگی کارکرد واقعی بدن انسان در اختیار پزشکان و دانشمندان قرار دهند. در حالی که این موضوع یکی از مباحث تحقیقاتی بسیار گسترده در تمام علوم است، اما هنوز سوالات بی پاسخ فراوانی در خصوص مکانیسم بدن انسان وجود دارد. و شاید این پروژه بتواند نوری برای روشن شدن حقیقت در خصوص برخی از این سوال ها باشد.

منبع خبر: سایت نارنجی (www.narenji.ir)

[ارسال شده توسط Bioscientist]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

طرز برخورد با افرادی که شما را تحقیر می کنند و موج منفی از خود ساطع می کنند.



ویژگی افراد نالایق و با اعتماد به نفس پایین:


1- عموما شایعه پراکن هستند و غیبت میکنند.

2- همواره بدنبال نقاط منفی هستند.

3- از افراد با عزت نفس بالا ناراحتند.

4- دیگران را خراب می کنند تا خود را عالی نشان دهند.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | هوش و روان شناسی | ارسال نظر: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

اصلاح جهش‌هاي ژنتيكي ميتوكندريايي انسان براي نخستين بار


محققان مركز سلولهاي بنيادي و دپارتمانهاي شيمي، بيوشيمي و پاتولوژي دانشگاه كاليفرنيا توانسته‌اند براي اولين بار يك شيوه ژنتيكي را براي اصلاح جهش‌هاي ژنتيكي در دي‌ان‌اي میتوکندریایی شناسايي كنند كه آران‌اي‌هاي اصلاح كننده را هدف قرار مي‌دهد.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، جهشهاي ژنتيكي در ژنوم میتوکندریايي انسان در بيماري‌هاي عصبی عضلانی، نواقص متابولیکی و پيري دخيل هستند كه در حال حاضر هيچ شيوه‌اي براي ترميم يا جبران موفق اين جهش‌ها وجود ندارد.

پژوهش كنوني بر پايه كار پيشين محققان در سال 2010 انجام شده كه در آن محققان به شناسايي نقش يك پروتئين اساسي پرداختند كه براي رفت و آمد آران‌اي به درون ميتوكندري فعاليت مي‌كند.

ميتوكندري‌ها به دليل توليد بيشتر انرژي درون سلول به نيروگاه‌هاي برق سلولي موسوم هستند. اين نيروگاه‌ها همچنين در طيف وسيعي از فرايندهاي سلولي ديگر شامل علامت دهي، تفكيك، مرگ، كنترل چرخه سلولي و رشد دخيل هستند.

واردات آران‌اي‌هاي كوچك در ميتوكندري براي تكثير، نسخه‌برداري و تفسير ژنوم ميتوكندريايي اساسي بوده اما مكانيزم حمل كننده آران‌اي به درون ميتوكندري تا حد زيادي ناشناخته باقي مانده است.

پژوهش جديد دانشمندان كه در مجله مجموعه مقالات آكادمي ملي علوم منتشر شده، موفق به تعيين نقش جديدي براي پروتئين PNPase در تنظيم وارد كردن آران‌اي به درون ميتوكندري شده‌اند.

كاهش ابراز اين پروتئين منجر به كاهش واردات آران‌اي شده كه پردازش آران‌اي‌هاي رمزگذاري‌شده ژنومي ميتوكندريايي را مختل مي‌كند. كاهش پردازش آران‌اي از تفسير پروتئين‌هاي مورد نياز براي حفظ زنجيره حمل‌ونقل الكتروني ميتوكندريايي كه در طول تنفس سلولي براي توليد انرژي به مصرف اكسيژن مي‌پردازد، جلوگيري مي‌كند.

با كاهش PNPase، آران‌اي‌هاي رمزگذاري شده، ميتوكندريايي پردازش نشده روي هم انباشته و حركت انتقالي پروتئين مختل مي‌شود كه در اين حالت توليد انرژي با خطر مواجه و رشد سلول متوقف مي‌شود.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | زیست شناسی مولکولی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

كشف ژن موثر در ساختار صحيح داينئين


به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از پايگاه nature genetic آن دسته از بازوهاي خارجي داينئين در مژه هاي اپيتليال تنفسي كه داراي جهش در ژن DNAAF3 ميباشند در مبتلايان به PCD يا بدجنبشي پايه اي مژكي باعث فقدان عملكرد زنشي مژه ها ميگردند.

انواع متعددي از سلولهاي بدن داراي مژه هايي برآمده و مشغول وازنش هستند كه باعث پاك شدن آلودگي ها از ريه ، به گردش درآمدن مايع مغزي نخاعي در سيستم اعصاب مركزي ، هدايت تخمكها در طول لوله هاي فالوپ و هدايت اسپرم ها به سمت تخمكها ميشوند و حتي باعث ارسال پيامهايي به جنين در حال تكامل ميگردند.

يك مورد از هر 15000 تا 30000 مورد از كودكان متولد شده داراي اختلال در عملكرد مژكي هستند و در نتيجه نميتوانند اعمال حياتي خود را بانجام برسانند كه به اين اختلالات PCD گفته ميشود يك گروه بين المللي از محققان به سرپرستي Hannah Mitchison از دانشگاه لندن و ديويد ميچل از پرديس دانشكده پزشكي دانشگاه ايالتي نيويورك ژن جديد DNAAF3 را شناسايي كردند كه به 13 فاكتور ضروري ديگر موثر در عملكرد صحيح مژكي كه پيش از اين كشف شده بود اضافه ميگردد ايشان يافته هاي خود را در nature genetic منتشر كرده اند .

ژن DNAAF3 پروتئين dnaaf3 را كه در مونتاژ صحيح و گرد هم آوري مناسب اجزا داينئين موثر است توليد ميكند تا در مكانيسمي مشابه با آنچه در عضلات بازوي انسان رخ ميدهد انرژي شيميايي به شكل حركتي تبديل گردد.

ژن DNAAF3 در طول تكامل دچار تغييرات بسيار اندكي شده كه اين امر به محققان اجازه ميدهد به مطالعه عملكرد ژن DNAAF3 در Chlamydomonas reinhardtii بپردازند.

ايشان دريافتند كه DNAAF3 فرآيند تشكيل و پايداري ساختمان داينئين همچنين جدا شدن نهايي داينئين از كمپلكس داينئين چاپرون را اداره مينمايد محققان همچنين به بررسي اين ژن در تكوين گونه در دسترس zebrafish كه بطور مشابه با افراد مبتلا به PCDواجد ژن موتانت بود پرداختند
در تجزيه وتحليل ژني خانواده هاي هم خون عرب تبار كه سابقه ازدواجهاي فاميلي متعدد درون قومي در ايشان وجود داشت و خانواده هاي ديگر كه واجد ناهنجاري PCD بودند كه توسط Maha Al Dabbagh از بيمارستان نيروهاي مسلح شاه فهد در جده عربستان انجام شد 3 موتانت فاقدعملكرد ژن DNAAF3 كه اخيرا در يايگاه اطلاعاتي اصلي ژن ثبت نشده بود نيز تشخيص داده شد.

ديويد ميچل ميگويد بدليل اينكه نقص در مرحله مونتاژ و بدست آوردن عملكرد صحيح است نه در هيچيك از پروتئينهاي ساختاري مژكي ، تحقيقات آينده ممكن است منجر به ارايه دارو ها يا روشهاي ژن درماني خاصي گردد كه نيازي به استفاده از عملكرد صحيح ژن DNAAF3 ندارند.

تكوين صحيح ساختار مژكي براي تعدادزيادي از جانداران امري حياتي است اما تا آنجا پيچيده است كه كوچكترين خدشه ميتواند نتايج شديدي داشته باشد محققان ميگويند به احتمال زياد پروتئين هاي ديگري نيز در فرآيند گردهم آيي و باز سرشت شدن داينئين نقش دارند.

Reference


Mitchison, H. et al. Mutations in axonemal dynein assembly factor DNAAF3 cause primary ciliary dyskinesia. Nature Genetics (2012) doi:10.1038/ng.1106


ترجمه : ثارالله صلاحي

[ارسال شده توسط sary]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | زیست شناسی مولکولی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

جداسازی سلول های بنیادی از بافت کلیه


پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران موفق به جداسازی سلول بنیادی با مارکر ویژه از بافت کلیه شدند.

به گزارش مهر ، دکتر عباسی مجری طرح با اعلام این خبر ، افزود: در این پژوهش که با مشارکت گروهی از اساتید و دانشجویان طراحی شد از بافت کلیه افرادی که مبتلا به کانسر (سرطان) کلیه از نوع کارسینوم سلول کلیوی (RCC) بودند و ‌باید تحت عمل نفرکتومی (خارج شدن کلیه) قرار می گرفتند، استفاده شد.

وی افزود: این کلیه های سرطانی دارای بافت زنده سالم نیز بود و به همین دلیل تیم پژوهشی با طی مراحل قانونی و جلب رضایت بیماران و طی مراحل اخلاقی، بخش کوچکی از پاپیلای این کلیه ها را برداشت و سلول بنیادی در این بافتها را مورد جستجو قرار داد و پس از مدتی سلول بنیادی در این بافتها دیده شد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه کرد: این سلولها کشت داده شد و به موش تزریق شد و پس از آن دیده شد که این سلولهای بنیادی قابلیت ساختن توبولهای کلیوی، استخوان و بعضی بافتهای دیگر را دارد و در واقع ویژگی های سلول بنیادی را داشت.

وی یادآور شد: پس از آن این سوال مطرح شد که ممکن است این سلولهای بنیادی از خون به داخل بافت کلیه آمده باشند و برای پاسخ به این سوال مارکرهای آنتی ژنتیک این سلولها مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد این مارکرها با مارکرهای سطح سلولهای بنیادی خون متفاوت است و مشخص شد که از منشاء خونی نیست.

عباسی گفت: سوال بعدی این بود که خوب چه تضمینی هست که این سلول بنیادی مربوط به خود بافت کلیه باشد و جزو سلولهای سازنده بخشی از بافتهای کلیه باشد و برای پاسخ به این سوال بررسی های مختلفی صورت گرفت و شاخصهای آنتی ژنتیک بافت کلیه فرد بالغ در این سلولها دیده شد که آن را از سلولهای بنیادی جنینی متمایز می کند.

وی خاطرنشان کرد: پس از این بررسی ها به این نتیجه رسیدیم که سلول بنیادی جدا شده از منشاء هماتولوژیک نبوده و سلول بنیادی است که قابلیت ساخت بخشی از سلولهای کلیوی را داراست.

عضوگروه نفرولوژی بیمارستان امام خمینی (ره) تأکید کرد: دستیابی به این دستاورد مهم است اما تا ساخت کلیه فاصله جدی وجود دارد و در این مرحله تنها می توان به دستاوردهای پژوهشی و نه درمانی امیدوار بود و تنها می ‌توان امیدوار بود که جدا سازی این سلولها ما را در جهت شناخت مبانی بیماری شناسی بعضی بیماریها کمک کند.

وی خاطرنشان کرد: این بافت کلیوی بافتی پیچیده است که ممکن است با تکامل چندین سلول بنیادی در مسیرهای مختلف بوجود آمده باشد و لذا دستیابی به ساخت کلیه در این مرحله از پروژه مد نظر نیست.

این پژوهش با مشارکت گروهی از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران از جمله دکتر آیتی رئیس بخش ارولوژی، دکتر امامی رضوی رئیس دانشکده پزشکی و دکتر خوش زبان مسئول بانک فرآورده های پیوندی، زاهد دانشجوی پزشکی ، حیدری کارشناس ارشد بیولوژی سلولی و دکتر عباسی در پروژه ای به صورت پایان نامه دکتری برای دستیابی به سلول بنیادی بافت کلیه طراحی شد.

http://www.sinaps.ir/post/141
[ارسال شده توسط crick]


نویسنده : P. Jabbarzadeh | سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

ابداع داروی ترکیبی ضد سرطان توسط یک محقق ایرانی


محقق ایرانی دانشگاه "سیتی کالج" نیویورک دو شکل جدید از آسپیرین را برای ایجاد ماده ای ترکیبی به کار گرفته است که حاصل آن دارویی با قدرت بیشتر کنترل تعدادی از سرطانها است.

به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از خبرگزاری مهر، "خسرو کشفی" استادیار پزشکی، شیمی و فارماکولوژی دانشگاه سیتی کالج گزارش ابداع داروی جدید خود را که به خاطر آزادسازی اکسید نیتریک (NO) و سولفید هیدروژن (H2S) از این دارو NOSH-aspirin نامگذاری کرده، در نشریه ACS منتشر کرده است.

کشفی تاکید می کند که NO و H2S موادی را در بدن فعال می سازند که باعث بروز آرام شدن عروق خونی، کاهش التهاب و دیگر تاثیرات مثبت خواهند شد. دانشمندان پیش از این نیز موفق به ساخت آسپیرین طراحی شده، شده بودند که می توانست برای کاهش عوارض جانبی آسپیرین در ایجاد خونریزی در سیستم گوارشی از خود NO آزاد کند. آسپیرین طراحی شده دیگر با قابلیت آزادسازی H2S برای ایجاد تاثیرات ضد التهابی ابداع شده بود.




از آنجایی که NO و H2S از نظر ارتباط فیزیویوژیکی با یکدیگر برابرند، کشفی پیش از این تاثیرات مثبت این دو گاز را با استفاده از آسپیرینهای طراحی شده نشان داده بود و از این رو به این فکر افتاد که ترکیبی جدید که بتواند هر دوی این ویژگی ها را به بدن انتقال دهد می تواند از تاثیرگذاری بالاتری به نسبت هر یک از این داروها به صورت مجزا داشته باشد.

بر اساس گزارش فیزورگ، این فرضیه کشفی درست از آب درآمد و آزمایشها بر روی داروی هیبریدی جدید نشان داد این دارو میزان رشد سلولهای سرطانی سینه، روده، پانکراس، ریه، پروستات و سرطان خون را متوقف می کند. تاثیر این دارو بر روی متوقف سازی رشد سلولهای سرطانی در بعضی از شرایط 100 هزار بار بیشتر از تاثیر آسپیرین بر روی سلولهای سرطانی بود و در عین حال این دارو هیچ عوارض جانبی برای سلولهای سالم از خود نشان نداد.



نویسنده : P. Jabbarzadeh | سرطان و سلول های بنیادی | ارسال نظر: 3 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

كشف بيماري مرد يخي پس از 5300 سال


محققان با بررسي ژنتيكي مرد يخي موفق شدند رنگ چشم، گروه خون و بيماري هاي اين مرد باستاني را شناسايي كنند.

به گزارش پایگاه زیست شناسی ایران و به نقل از سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جسد مرد يخي 5300 ساله معروف به «اوتسي» حدود 20 سال قبل در شرق كوه هاي آلپ كشف شد.

محققان با بررسي هاي ژنتيكي مرد يخي، اطلاعات دقيقي از رنگ چشم، گروه خون و بيماري هاي وي به دست آورده اند و شواهد نشان مي دهد «اوتسي» قديمي ترين نمونه شناخته شده ابتلا به بيماري لايم است.

به گفته دكتر «آلبرت زينك» مدير موسسه تحقيقاتي موميايي ها در آكادمي Bozen ايتاليا، محققان از نمونه استخوان لگن مرد يخي براي بررسي ژنتيكي استفاده كردند و شواهدي از وجود باكتري بورليا (Borrelia burgdorferi) به عنوان عامل ايجاد بيماري لايم كشف كردند. اين بيماري نشانه هايي شبيه آنفلوانزا دارد كه مي تواند منجر به مشكلات قلبي و سيستم عصبي شود.

«استيون شوتسر» ايمونولوژيست دانشگاه پزشكي نيوجرسي تأكيد كرد: اثبات نهايي وجود باكتري بورليا در بدن مرد يخي نيازمند آزمايش‌هاي بيشتري است و در صورت تكميل شدن تحقيقات، «اوتسي» قديمي ترين نمونه ابتلا به اين باكتري در انسان محسوب مي شود.

بيماري لايم نخستين بار در اواسط دهه 70 ميلادي در آمريكا شناسايي شد و نمونه مشابهي از اين بيماري نيز در اوايل قرن بيستم در اروپا شناسايي شد.

بررسي دقيق ژنتيكي مرد يخي همچنين نشان مي دهد، رنگ چشمان «اوتسي» به احتمال زياد قهوه‌يي و گروه خوني وي نيز O بوده و علائمي از مشكلات قلبي و عروقي و عدم تحمل لاكتوز نيز در مرد يخي شناسايي شده است.

در تحقيقات قبلي، ميتوكوندريال DNA مرد يخي براي شناسايي اقوام زنده وي مورد بررسي قرار گرفت كه بي نتيجه بود.

اصالت اجداد مرد يخي به شرق اروپا باز مي گردد و پس از آن در سراسر اين قاره پراكنده شده اند، اما بيشتر در جزيره كورس و منطقه ساردني ايتاليا ساكن بوده اند وهمچنان در برخي مناطق اروپا زندگي مي كنند.

مرد يخي در سن 45 سالگي با وجود ابتلا به بيماريهاي مختلف، احتمالا در جريان يكي درگيري و در اثر برخورد نوك پيكان به شانه چپش جان خود را از دست داده است.
[ارسال شده توسط صفا]



نویسنده : P. Jabbarzadeh | بیولوژی تکامل و ماقبل تاریخ | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


زمان بازسازي صفحه :0.5242 ثانيه, 0.0881 براي هر جستجو .