پایگاه زیست شناسی ایران ::: پورتال جامع آموزشی و پژوهشی: صفحه اصلی
شرایط تالیف و ترجمه و چالش های پیش رو


دوستان در این مقاله می خواهم در رابطه با شرایط تالیف و ترجمه در ایران صحبت بکنم.

نخست در مورد ترجمه صحبت کنم. عزیزان بهترین زمان اینکه با زبان انگلیسی در رشته خودتون آشنا شوید زمان دانشجویی است. من اولین کتابم را سن 21 سالگی و وقتی دانشجوی ترم 4 بودم شروع کردم. چنین کاری را حتما باید زیر نظر استاد خود انجام دهید. ولی فقط باید حواستان جمع باشد که بعدا استادتان از اسم شما بر روی جلد کتاب چشم پوشی نکند. اگرچه از اینکه اسم شما بر روی جلد کتاب بیاید، آنچه مهمتر است افزایش توانایی های شما با امور فنی ترجمه و زبان تخصصی است.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 2 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

چگونه در ذهن شما ایده جدید شکل می گیرد؟


دوستان متاسفانه افراد در ایران نگرش خاصی به شغل دارند. همه دوست دارند یک کار بی درد سر و ساده داشته باشند صبح بروند سر کار و ظهر برگردند. اصلا هم رئیسشان از آنها توقعی نداشته باشد و در عوض حقوق خوبی بگیرند. یک سری زیادی هم دنبال کار کارمندی هستند و به اصطلاح به دنبال آب باریکه هستند. یعنی چه آب باریک یعنی اینکه می خواهیم مفت بخوریم و راه برویم، به حداقل نیز راضی هستیم.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

یک سوال مهم که باید قبل از دادن درخواست کار، از خودتون بپرسید


دوستان وضعیت اشتغال برای همه خیلی مهم است ولی باید ببینید آیا شما به این توانایی رسیدید که شغل مورد نظر خود را انتخاب کنید و در آن مشغول باشید؟


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

انواع تدریس، دسته بندی آن، و چالش های پیش رو


دوستان در این صفحه می خواهم بطور مختصر روال ورود به تدریس دانشگاهی را با شما درمیان بگذارم. دوستان در گذشته (یعنی بین ده الی بیست سال پیش) اکثر افرادیکه در دانشگاه ها تدریس می کردند چه در کلاس های نظری و چه در کلاس های عملی، استخدام رسمی بودند و حتی بسیاری از دروس عملی توسط دارندگان مدرک کارشناسی تدریس می شدند.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

چرا بسیاری از دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی به دنبال تدریس هستند؟


پاسخ این سوال که چرا فارغ التحصیلان دانشگاه بیشتر به دنبال تدریس هستند را من از خودم شروع کنم. دلیل اینکه من به تدریس علاقمند شدم این بود که پدر و مادر من هر دو معلم بودم و از آنجاییکه حداقل در هر خانواده در اکثر موارد یکی از فرزندان شغل والدین را دنبال می کند در خانواده من این قرعه به نام من افتاد که در دانشگاه معلم شوم و با دقتی که در نحوه تدریس مرحوم پدرم می کردم، دنبال هدف خود بودم. من از سال های پیش دبستانی با کتاب مانوس بودم و در حالیکه هفت سال بیشتر نداشتم کتاب های نجوم می خواندم و سوالات نجومی خود را از عموی خود می پرسیدم.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

پيام مدير سايت به مناسبت آغاز امتحانات پايان ترم دانشگاهي


دوستان عزيز شما به اين دنيا نيامده ايد كه كوله باري از درد و رنج را بر دوش بكشيد بعد هم جاي خود را به نسل بعدي بدهيد. شما آمده ايد كه هم خود لذت ببريد و هم وسايل لذت ديگران را فراهم كنيد و هم اثري از خود در اين دنيا باقي بگذاريد. تنها در اين حالت است كه مجازيد اين دنيا را ترك كنيد.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

یک نکته کلیدی در رابطه استاد - دانشجو


میخواستم بگم عاشق این جمله شدم که "ما پامون را روی کوچیکی دیگران نگذاریم و فکر کنیم که بزرگ هستیم."

دقیقا شکست زمانی است که شما فکر می کنید به موفقیت های زیادی رسیده اید و به آنها قانع می شوید. این شکست است. زیرا شما فقط و فقط خود را با اطرافیان خود مقایسه می کنید و احساس رضایت شما فقط و فقط در مقایسه با اطرافیانتان است.


[ ادامه مطلب ... ]


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 2 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

چند ضرب المثل مهم


واقعا مدتی دارم فکر می کنم که واقعا باید این ضرب المثل ها را قاب طلا گرفت. من قبلا به اینها بی توجه بودم. ولی با تجربه خودم و اطرافیان به بعضی از آنها رسیدم. مثلا:

با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

با وقیح جـــــــــدل نکنم چون چیزی بــــرای از دســـت دادن ندارد و روحم را تباه می کند.

از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود.

با کودک بحث نکنم چون مرا با دانش خویش می سنجد و هم سطح خویش می پندارد....

مخصوصا این دوتا:

خلایق هر چه لایق. یعنی اگر یکی راهشو از شما جدا کرد میبینید که در اکثر مواقع جایگاه پست تری را انتخاب می کند. پس وقتتونو براش نگذارید.

و مادر رو ببینم دختر را بگیرم.

میتونم ساعتها در این موارد واقعا صحبت کنم. ولی حداقل توی مسیرتون روی این چند نکته فکر کنید. من این مثال ها را با تمام گوشت و پوست و استخوانم لمس کرده ام.

درود بر همگی


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


زمان بازسازي صفحه :0.7339 ثانيه, 0.1682 براي هر جستجو .