چند نکته مفید - کار پژوهشی و ادامه تحصیل در دکترا


دوستان زیادی هستند که می پرسند ما برای دکترا و گذشتن از سد آزمون دکترا باید چه کار کنیم. افرادی که خیلی هدفمند هستند وقتی صحبت می کنند از همان ترم نخست که در مقظع کارشناسی ارشد وارد شدند، صحبت از دکترا می کنند و عده ای سال دوم وقتی هدفشان را می پرسید می فرمایند که می خواهیم دکترا بخونیم.

در این مطلب من سعی دارم قدری این هدف را آنالیز کنم و در نهایت هم به دوستانی که قصد ادامه تحصیل در کارشناسی ارشد و دکترای زیست شناسی و یا هر رشته ای که تقریبا با زیست شناسی مرتبط است از جمله رشته های علوم پایه پزشکی مثل هماتولوژی، ایمنی شناسی، و غیره دارند پیشنهاداتی بدهم.


متاسفانه در ایران مدرک گرایی بطرز وحشتناکی بیداد میکند. متاسفانه خیلی ها دچار جو زدگی می شوند و به علاقمندی ها و توانمندی های خود نگاه نمی کنند. یک اصل را من همیشه گفتم و آن اینکه رشته خوب و بد وجود ندارد. رشته تحصیلی را فارغ التحصیلان آن رشته اعتبار می دهند.

نقش اشتیاق تحصیلی و انگیزه:

در حقیقت رشته هایی که از نظر شما رشته موفقی هست فقط به این خاطر این نمود را از نظر شما دارد که فارغ التحصیلانی را دیده اید که با علاقه و هدفمند وارد آن رشته شده اند و حال شما نظاره گر دستاوردهای آنها هستید. لذا منتظر نباشید رشته تحصیلی به شما چیزی بدهد. اگر شما با علاقه و بدون چشم داشت وارد یک رشته تحصیلی شدید آن زمان است که رضایت خواهید داشت و آن رشته برای شما معرفت نشان داده و به شما شادی و نشاط عرضه می کند.

به هر حال من قصد ندارم با این صحبت های تکراری شما را خسته کنم. آن چه که مهم است ماهیت رشته های بیولوژی-محور است. دوستان این رشته ها با رشته هایی که فقط شما یک کاری یاد میگیرید و بعد می روید سال ها آن کار تکراری را انجام می دهید فرق دارد. ببینید یک مثال بزنم مثلا اگر شما دوره نانوایی بروید و طرز پختن نان را یاد بگیرید و به شما یک گواهی نامه بدهند، شما چه کار می کنید؟ می روید نانوایی دایر کرده یا در آن کار می کنید. حال یک سری از رشته های دانشگاهی اینچنین هستند یعنی شما یک سری کارها یاد میگیرید بعد می روید آنچه یاد گرفته اید بدون تغییر سالها انجام می دهید. رشته هایی مثل حسابداری یا کامپیوتر یا مثلا مکانیک از این دسته هستند. اینجا صحبت این نیست که رشته ای خوب یا بد است و یا اینکه اینگونه کار ها ارزش دارند یا نه دارند.

بلکه اینجا دو موضوع مهم هستند:

1) شما برای چه کاری ساخته شده اید.

2) رشته شما چه نیازهای دارد و چه نیازهایی را برآورده می کند.


ولی دوستان زیست شناسی چنین نیست. زیست شناسی در صورتی برای شما موثر خواهد بود که شما تا آخر عمرتون یا تا زمان باز نشستگی خود، مغزتان در آن رشته کار کند. غیر از این نیست.

لذا دنبال این نباشید یک مدرک بگیرید. زیرا این مدرک واقعا برای شما کار نمی کند. حالا تا مقطع کارشناسی ارشد با این نگاه کنکوری آمدید. قبول. ولی برای دکترا کلا باید نگرش خود را تغییر دهید. به آزمون دکترا بدید یک کنکور نگاه نکنید. اصلا فراموش کنید آزمونی به نام آزمون دکترا وجود دارد.

اکنون کارشناسی ارشد هستید؟؟؟ چه رشته ای؟؟؟ ژنتیک؟؟؟

خوب شما باید به خودتون نگاه کنید که بعنوان یک متخصص ژنتیک چقدر اطلاعات دارید یا به قول معروف چقدر بارتان است؟؟؟ مدام باید سر شما در لای ژورنال ها باشد. مدام مجلات مختلف را ورق بزنید. ژورنال های مرتبط با رشته خود یا حیطه تخصصی مورد علاقه خود مشترک شوید تا فهرست آخرین مطالب خود را برای شما ارسال کنند. حداقل در روز 5 مقاله را خلاصه نویسی کنید، دسته بندی کنید، و آرشیو کنید.

همه جا خودتون را نشان دهید. منتظر نباشید استادتان بگویند شما چه کار باید انجام بدهید. ببینید هر کاری که بلد نیستید را بروید یاد بگیرید. ورک شاپ شرکت کنید. بخشی از این ها هزینه دارد. درست. مگر خیلی از شما عشق آزمایشگاه ندارید و مدام از من سوال نمی کنید که چه رشته ای برویم که بتوانیم آزمایشگاه تاسیس کنیم؟ خوب صدها میلیون تومان باید هزینه کنید و دستگاه بخرید و وام بگیرید که حالا بعد یواش یواش به درآمد برسید. ولی قبل از اینکه شما این هزینه های هنگفت را بکنید باید هزینه های خیلی خیلی جزئی را انجام بدهید تا داده های مغز شما را بسازد. چاره ای ندارید. البته الان دانشگاه ها اکثرا هزینه دارند و پول خرج کردن راحت تر شده است.

نکته بعد این است که شما دوست من در رشته زیست شناسی دانشتان به درد بخور باید باشد. این علم هر روز تغییر می کند. تغییرات اساسی هم می کند. به خیال این نباشید که کتاب بخونید بعد بفرمایید خوب من الان خیلی با سوادم یا مثلا مدرک دکترا دارم. عزیز چقدر ذهن شما پردازشگر است این مهم است.

لذا طرف لیسانس ژنتیک دارد بعد به من ایمیل می زند و میگوید استاد من چه کار کنم برای ارشد آیا رشته خودم را عوض کنم. من خیلی نا امیدم. واقعا من نمیدونم که واقعا بخنذم یا گریه کنم. عزیز شما که لیسانسی مثل این هست که یکی در مسیر آموزش و پرورش در سطح ابتدایی است بعد بگوید که من حال دیپلم را ندارم چه کار کنم؟؟ آیا بروم ترک تحصیل کنم یا نه؟؟؟؟

شما در لیسانس فقط یک مشت مواد درسی مهم و غیر ضروری را بصورت یک معجون به خورد شما می دهند که خودشان هم نمی دونند کاربردشان چیست. برای لیسانس هم هیچ پروزه ای نیست و پایان نامه اختیاری شده است و آن هم معمولا موضوعات نظری انتخاب می شود.

اگر واقعا این قدر سریع می خواهید با رشته خود بزینس کنید و هیچ هدف دیگه ای ندارید، دوست من بی خیال این رشته شوید. برای شما جواب نمی دهد. این هزار بار. باز به من ایمیل بزنید بفرمایید ژنتیک بهتر است یا بیوشیمی.

هر زمان شما در رشته خود همه چیز تمام شدید آن وقت می توانید به رشته خود و اطلاعات خود تکیه کنید و حتی از حق خود دفاع کنید. سرتان را بالا بگیرید

لذا دوستانی که در یکی از گرایش های مرتبط به زیست شناسی هستند و به یک مقطع تحصیلی می رسند و می خواهند همانجا توقف کنند سخت در اشتباه هستند. البته اگر شما دانش خوبی داشته باشید مدرک کارشناسی ارشد میتواند به اندازه مدرک دکترا یا حتی بیشتر برای شما جایگاه اجتماعی و اقتصادی نیز داشته باشد. ولی در نهایت حتی در این حالت هم که شما ممکن است در سطح دکترا اطلاعاتتان باشد ولی این مدرک را نداشته باشید، اما باید حتی اگر برای شما تشریفاتی است این مدرک را بگیرید. زیرا از نظر اداری کاربردهایی دارد که قفل بعضی درب ها را باز می کند.

به هر حال اگر شما اینگونه وارد یک رشته شوید و هدفمند باشید و مدام نخواهید از رشته خود بهره کشی کنید و فقط به فکر آموختن باشید مطمئن باشید دکترا هم می گیرید. بنابراین برای دکترا اولین اصل این است که قالب ذهنی شما درست سامان دهی شده باشد.

نقش مطالعات تئوری در مقطع دکترا تخصصی یا PhD:


اگر شما شخصی هستید که زمانیکه کارشناسی بودید و برای آزمون کارشناسی ارشد منابع اصلی را مطالعه کرده اید و سعی نکرده ای با یک جزوه یا کتاب های خلاصه شده با یک رتبه 200-300 حال به طریقی دانشجوی ارشد شوید، مطمئنا برای آزمون دکترا شما نیازی ندارید خیلی مطلب جدید بخونید. منابع درسی همان است چون منابع درسی مثل کتاب لودیش هر سه تا چهار سال تجدید ویرایش می شوند لذا مطالب هم تغییر زیادی نمی کند (به شرط اینکه شما سریعا وارد مقطع بعدی شوید).

در کل این نکته مهم است با ورود به مقطع کارشناسی ارشد، کار شما با مطالب نظری کلی تقریبا (نه صد در صد) تمام است. اگر شما رشته مرتبطی باشید بدین معنی که لیسانس، فوق لیسانس و دکترا در یک حیطه مثلا میکروبیولوزی باشید بارها مطالب تکراری به زبانهای مختلف به شما تدریس می شوید. این گفته بدین معنی نیست که دروس کارشناسی ارشد بی فایده است بلکه معمولا دروس کارشناسی ارشد در سطح فصولی از همان کتاب های درسی هستند که شما فقط ممکن است دید بهتری نسبت به آن درس پیدا کنید و ذهن شما باز شود. اینگونه نیست که شما مثلا 400 صفحه کتاب جدید را بگذارید جلوی خود و همه مطلب جدید باشد و بخواهد نگران امتحان باشید. خیر این چنین نیست. مگر اینکه مثلا درسی را شما قبلا مطالعه نکرده اید (چه به عنوان واحد درسی و چه به عنوان ماده درسی موجود در آزمون) مثل ایمنی شناسی.

بنابراین نگران دروس تئوری و کتاب نباشید و در نهایت همان منابع خود را با ویرایش جدید مطالعه کنید که 80 درصد یادآوری است.

وظیفه شما در کارشناسی ارشد و دکترا چیست؟

این قسمت چون مهم است در مطلب جداگانه ای ادامه خواهم داد: برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

=============================


استفاده از این مطلب بدون دادن لینک پایگاه زیست شناسی ایران ممنوع است.



نویسنده :P. Jabbarzadeh|نکات کلیدی امور پژوهشی | ارسال نظر: 1



دفعات نمایش: 654
| ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

زمان بازسازي صفحه :0.2440 ثانيه, 0.0456 براي هر جستجو .