ایده چاپ فلش کارت های طلایی زیست شناسی چگونه شروع شد؟


دوستان از اصول ترویج علم این است که شما در هر تخصصی که هستید برای تمام اقشار علم خود را معرفی کنید. حتی اگر من فرصت می داشتم خیلی علاقه داشتم کتاب هایی را در حیطه زیست شناسی برای عوام بنویسم. چون معتقدم باید از دانش خود در گسترش آن علم نیز استفاده کنید. تا علم مورد نظر شما در جامعه بیشتر جا بیوفتد.


پروژه فلش کارت نیز پروژه ای بود که بعضی از همکاران حاضر به همکاری نبودند یا شرط ایشان این بود که نام آنها بر روی جلد نباشد. زیرا کسر شان آنها بود. من نمی فهم یک پروژه علمی و انتشار یک سری از مطالب درسی چه فرقی می کند به شکل کتاب باشد یا فلش کارت؟؟؟!!!

به هر حال در سال 1387 من و یکی از دوستانم در دانشگاه یک سری همایش های تکنولوژی فکر را برگزار می کردیم. توجه به اصول تکنولوژی فکر و تدریس آنها برای دیگران این خاصیت را دارد که سبب می شود شما بیشتر آنها را باور کنید و در زندگی خود به کار بگیرید.

در پاییز 1387، که من برای آزمون IELTS آماده می شدم با فلش کارت های لغت انگلیسی آشنا شدم. ولی به این فکر افتادم که چرا در زمینه زیست شناسی چنین فلش کارت هایی نداریم؟ یک سری از ناشرین کنکوری فلش کارت های بسیار بی کیفیت و حتی بر روی کاغذ قهوه ای دارند، ولی فلش کارتی که بتوان مثل کتاب به آنها تکیه کرد نداریم.

این بود که اولین جرقه تولید و نشر چنین فلش کارت هایی در سال 1387 در ذهن اینجانب زده شد. فلش کارتی هایی که با فلش کارت های موجود کاملا متفاوت باشند. فلش کارت هایی که کاملا مثل کتاب قابل اتکا باشند. یعنی صرفا یک سری مباحث کنکوری و خلاصه نداشته باشند و در عوض شامل مباحث کامل و کل سرفصل های مورد نظر باشند. فقط تفاوت در نحوه صحافی آنها باشد که دوستان زیست شناس بتوانند بجای همراه داشتن کتاب، تعدادی از کارت ها را با خود همراه کنند و بتوانند در اتوبوس، دانشگاه، یا محل کار مطالعه کنند.



البته ایده کافی نیست بلکه باید شرایطی فراهم شود که ایده شما را به واقعیت تبدیل کند. برای ایده های علمی سکوت و آرامش نقش مهمی ایفا می کند. لذا زمانیکه اینجانب دفتر مستقلی را برای وب سایت خود اجاره کردم، این فرصت دست داد و در زمستان 1388 با فروش ماشین خود سرمایه را آماده کردم. چون من می دانستم که برای کارهای انتشاراتی و چاپی نخست باید سرمایه آماده باشد. زیرا من قبلا چهار کتاب که دو تا ترجمه و دو تا تالیف بودند چاپ کرده بودم که دوتای آن سرمایه نداده بودم زیرا اسم اساتید سرمایه گذار را بعنوان اسم اول روی جلد گذاشته بودم. در حقیقت کاری که من بطور کامل انجام داده بودم ولی اسم خود در یکی مترجم دوم بود و در دیگر مترجم نبود و "با همکاری" ذکر شده بود. برای شروع باید باج دهید. راهی ندارد همش دنبال سود نباشید مهم سابقه کار و تجربه است که در بسیاری از مواقع ارزش آنها از درآمد مالی مهم تر است.

بنابراین ایده نخست من این بود که وسیله زیر پای خود را بفروشم زیرا هیچ سرمایه دیگری نداشتم. بعد از اینکه ماشین را به یکی از همکاران فروختم اولین فلش کارت را شروع کردم و آن زیست شناسی سلولی و مولکولی بود. این فلش کارت خیلی سریع پیش رفت و در طی دو ماه به اتمام رسید. در حقیقت فلش کارت سلولی و مولکولی بر پایه دو کتاب تالیفی اینجانب یعنی "زیست شناسی سلولی پیشرفته" و "اصول زیست شناسی مولکولی" طراحی و اجرا شد. بعد از اینکه حدود پنج ماه از کار فلش کارت ها پیش رفت و در حقیقت فلش کارت سلولی زیر چاپ بود و فلش کارت ژنتیک هم داشت آماده می شد به فکر افتادم فروش بسته هایی را از طریق سایت انجام دهم و فلش کارت ها را در این بسته ها پیش فروش کنم. این یک ایده کار ساز بود. برای اولین بار سایت شخصی من بعنوان یک تکیه گاه مالی خیلی خوب عمل کرد. این کار واقعا زیبا بود چون ایده ای بود که طی سه ماه من حدود 400 فلش کارت را پیش فروش کردم و کل هزینه چاپ را داده و با ناشر تسویه حساب کردم. من قبلا در مورد مزایای راه اندازی وب سایت صحبت کرده ام.

یک تجربه دیگر: همزمان با یکی از دوستان صحبت کردم که فلش کارت ژنتیک پزشکی را کار کند و ایشان هم مبنا را کتاب Emery بگیرد. ولی ایشان فقط طلب حق الزحمه کرد و در عوض خواست اسم ایشان بر روی فلش کارت نباشد. چون ایشان مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه تهران گرفته بود و برای دکترای ژنتیک شرکت کرده بود، من هم پیشنهاد ایشان را قبول کردم. اما: ایشان یک مطالبی را داد که من اصلا نمی توانستم ویراستاری کنم و مجبور شدم کلا آنها را تغییر دادم. از کتاب امری یک سری مطالب را خط کشیده بود و داده بود تایپ کنند. فقط برای اینکه صفحه پر شود. خیلی زحمت من زیاد شد. به هر حال این تجربه سبب شد وقتی کسی می خواهد اسمش نباشد یعنی اینکه نمی خواهد کار خوبی تحویل دهد که به نامش تمام شود. فردی که فقط برای پول کار می کند اصلا کار ایشان کیفیت نخواهد داشت. تجربیات بیشتر را پیرامون فلش کارت ها اینجا بخوانید.

به هر حال چهار سری بسته فلش کارت مجموعا به تعداد 8000 نسخه بچاپ رسیدند و فروش اینترنت آنها سرعت گرفت. اما از طریق سایت نمی شد 8000 نسخه را بفروشم. باید از طریق پخش های کتاب این کار را انجام می دادم. ولی پخش های کتاب های دانشگاهی خیلی محدود هستند و آنها نیز فلش کارت نمی فروشند چون در بازار کتاب های دانشگاهی فلش کارت ناشناخته است. لذا من باید آنها را قانع می کردم.

یک عذرخواهی: قبل از اینکه ادامه مطلب را بنویسم از افرادی که در این وب سایت نام می برم و یا بدون اشاره به نام آنها از رفتارهای فیمابین من با ایشان صحبت می کنم عذرخواهی می کنم. دوستان همکار، اگر مطالب مرتبط با خود را اینجا خواندید، صرفا هدف من انتقال تجربیات شخصی به دوستان جوان و ارائه راهکارهایی است که اینجانب برای رسیدن به هدف بکار می گرفتم. وگرنه قصد خدشه و یا مطرح کردن کینه ای در باره شما دوستان همکار را ندارم و دست شما را به گرمی می فشارم زیرا که حضور تک تک شما عزیزان در موفقیت های ناچیز اینجانب بسیار مهم بوده است.

یک تجربه برای گرفتن بازار پخش کتاب برای فلش کارت های طلایی زیست شناسی:

دوستان من با توجه به اینکه در شش ماه اول فروش خوبی را از طریق سایت داشتم که تقریبا هزینه ای که برای چاپ فلش کارت ها کرده بودم برگشته بود و سال بعد نیز مجددا وسیله زیر پای خود را خریداری کردم، تصور نمی کردم پخش های کتاب با فروش آنها موافقت نکنند. من یکی از پخش های موفق و در حقیقت موفق ترین پخش کتاب های دانشگاهی کشور را انتخاب کردم و رفتم تهران و با مسئول فروش پخش صحبت کردم. چند نسخه فلش کارت هم به ایشان دادم و ایشان نیز فرمودند که باید مدیریت تصمیم بگیرند و بعدا خبرش را خواهند داد. این در حالی بود که حقیقتا کتاب هایی که در محیط دانشگاهی به چاپ می رسند دو دسته اند: یا دانشگاه ها سرمایه گذاری می کنند یا اساتید بطور شخصی سرمایه گذاری می کنند. معمولا کتاب هایی که اساتید سرمایه گذاری می کنند فروش خوبی ندارد و اکثرا فقط توسط دانشجویان خود آنها خریداری می شوند. لذا معمولا پخش ها بدلیل اینکه انبار آنها مملو از این کتاب های فروخته نشده است، سعی می کنند بی جهت مسئولیت فروش این کتاب ها را بر عهده نگیرند.

به هر حال من این فلش کارت ها را دادم و ایشان قرار شد خبر دهند. خبر ایشان چه بود؟ این بود که بدلیل اینکه ما فلش کارت کار نکردیم نمی توانیم بفروشیم. البته همیشه صاحب ایده مثل یک مربی تیم فوتبال اروپایی مثل بارسلون باید عمل کند و بازی باخت را به برد تبدیل کند. من چه کار کردم؟ آیا مایوس و افسرده باید ده سال فلش کارت ها را از طریق سایت می فروختم؟ نه عزیزان من یک راهکار دیگر پیاده کردم. باز هم به کمک سایت شخصی خود. این است که عرض می کنم وب سایت ایران بیولوژی بعنوان یک حامی قدرتمند برای من عمل کرد:

دوستان افراد زیادی بودند که علاقه نداشتند اینترنتی چیزی را خریداری کنند و اعتماد نداشتند. این بود که من برای این افراد مرکز فروش خود را معرفی کردم. همان پخشی که فروش محصولات من را قبول نکردند. شماره تلفن ایشان را نیز در وب سایت قرار دادم و گفتم هر کس کتاب ها و فلش کارت من را می خواهد از اینجا تهیه کند. از دوستان عزیز انتشاراتی پوزش می خواهم که بدون اجازه ایشان برایشان مزاحمت ایجاد کردم. من می دانستم نه من پشیمان می شوم و نه دوستان عزیز پخش (این شرکت هم انتشارات است و هم پخش)

از اینرو من شماره تماس ایشان را بر روی سایت گذاشتم و دانشجویان زیادی با ایشان تماس می گرفتند و سراغ فلش کارت ها را می گرفتند. اینها دیدند چه درخواستی وجود دارد و این بود که با من تماس گرفتند و گفتند یک تعداد از فلش کارت ها را برای ایشان بفرستم. این بود که به تدریج اولین سفارش آنها 80 نسخه بود و به 300-400 نسخه نیز رسید و هم اکنون نمایندگی رسمی من هستند و واقعا با هم کار می کنیم.

دوستان واقعا قدر این خاطراتی که من با شما در میان می گذارم بدانید. تعریف نباشد واقعا خود من از بعضی خلاقیت هایی که انجام داده ام در شگفتم که چگونه با یک پاس کاری مناسب توپ را به طاق دروازه زده ام.

درود بر همگی شما


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 2



دفعات نمایش: 2224
| ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

زمان بازسازي صفحه :0.6067 ثانيه, 0.0157 براي هر جستجو .