چرا بسیاری از دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی به دنبال تدریس هستند؟


پاسخ این سوال که چرا فارغ التحصیلان دانشگاه بیشتر به دنبال تدریس هستند را من از خودم شروع کنم. دلیل اینکه من به تدریس علاقمند شدم این بود که پدر و مادر من هر دو معلم بودم و از آنجاییکه حداقل در هر خانواده در اکثر موارد یکی از فرزندان شغل والدین را دنبال می کند در خانواده من این قرعه به نام من افتاد که در دانشگاه معلم شوم و با دقتی که در نحوه تدریس مرحوم پدرم می کردم، دنبال هدف خود بودم. من از سال های پیش دبستانی با کتاب مانوس بودم و در حالیکه هفت سال بیشتر نداشتم کتاب های نجوم می خواندم و سوالات نجومی خود را از عموی خود می پرسیدم.


ولی از آنجاییکه علاقه داشتم در زمینه هایی تدریس کنم که دانش من هرگز متوقف نشود و هر روز در حال نو آوری باشد، بزرگ تر که شدم علاقه داشتم استاد دانشگاه شوم و این علاقه را در سال سوم دوره لیسانس توسط آشنایی با یکی از اساتیدم به نام آقای دکتر غلامرضا نورزاد سرعت بیشتری گرفت. ایشان استاد سلولی و مولکولی بودند. البته همچنان در اوقات فراقت به نجوم علاقه دارم و مطالعه می کنم ولی بعنوان یک رشته دانشگاهی زیست شناسی سلولی و مولکولی را هدف خود قرار داده ام.

اما حقیقتا چرا اکثر فارغ التحصیلان بیشتر علاقه دارند در دانشگاه تدریس کنند؟ ایا این علاقه ریشه در کودکی دارد؟

دوستان عزیزم من تا کنون 13 سال است که تدریس می کنم. واقعا عرض کنم تدریس عشق می خواهد. بی جهت با آینده جوانان بازی نکنید. من نمی دونم چرا هر کس تا یک مدرک کارشناسی ارشد می گیرد سعی می کند نزدیک ترین دانشگاهی که ممکن است درخواست تدریس دهد. حال خوب هست که بعضی ها بیوگرافی علمی دارند، ولی خیلی ها بدون حتی چاپ مقاله و هیچ فعالیت دیگری، می آیند درخواست تدریس می دهند. به خدا قسم من یک کشو دارم که ده ها در خواست متقاضیان کار را در آن بایگانی کرده ام.

تو را خدا خود را بشناسید، توانایی های خود را بشناسید. شما جز اینکه دانشجویان را علیه مدیر گروه شاکی کنید و برای ما کلی زحمت درست کنید کاری نمی کنید. من استاد جانوری دارم که از جانور می ترسد. استاد فیزیولوژی دارم که یک برنامه مدون برای آزمایشگاه خود ندارد. باور کنید زشت هست کسی که رشته هاش علوم جانوری است از موش فرار کند و یا قورباغه در دستش نگیرد. چه باور کنید و چه باور نکنید، خواه دوست داشته باشید یا نداشته باشید، این ماهیت رشته زیست شناسی است. کار عملی رکن اصلی آن است. این دوستان که دنبال کلاس تئوری هستند در شرایط فعلی چنین شانسی نخواهند داشت زیرا دانشگاه ها نیروهای کارآمدی می خواهند که کاملا خیالشان را راحت کنند. نه اینکه برایشان تکنسین مخصوص بگذارد که جانور بگیرد، تشریح کند، تا این خانم ها اطوی لباسشان به هم نخورد.

دوستان نه من بلکه هر جا درخواست دهید، بعد از یکی دو ترم کنار گذاشته می شوید. لذا از همین الان فکری به حال اعتماد به نفسی که در آن صورت ضربه می خورد باشید.

دوستانی که تحصیل می کنند باید علاقه خود را روشن کنند. بعضی از دوستان به آزمایشگاه تشخیص طبی علاقه دارند بعضی ها به تدریس. آن دوستانی که به تدریس هم علاقمند هستند باید فنون آزمایشگاهی را مسلط شوند، چون با یکی دو جلسه تدریس خبر توانایی شما به گوش مدیر گروه می رسد. در اینصورت اگر کار شما خوب نباشد کنار گذاشته می شوید و شخصیت شما آسیب می بیند.

لذا خواهش من از دوستان این است که تصور نکنید تدریس کار راحتی است. انتظارات بالا است. شما در دل افراد آکادمیک قرار می گیرید. در یک لحظه 30 عدد ارباب رجوع دارید و فشار کار بالا است. واقعا اگر احساس می کنید صلاحیت دارید درخواست دهید.

افرادی که به تدریس علاقمند می شوند باید علاقه به مطالعه داشته باشند. اگر عضو هیات علمی شوند که انتظارات باز هم بیشتر است و هر سال باید کتاب یا مقاله بنویسند و مدام کار کنند.

پس دوستان تدریس در دانشگاه کار راحتی نیست، واقعا اگر علاقه حقیقی دارید و نه توهمی، به سوی تدریس گام بردارید.

البته این را عرض کنم که راه برای پیشرفت باز است. از نظر من استاد فعال و با سواد دانشگاه باشید راه برای موفقیت های مالی و غیر مالی باز است. سالی یکی دو مسافرت خارج از کشور، ده ها مقاله و کتاب ارزشمند وجهه علمی و اجتماعی شما را می سازد. ولی قبل از شروع روحیات خود را ارزیابی کنید و کمی ضعف داشته باشید بعدا با تلاش بیشتر اصلاح می کنید ولی اساسا باید به شکل خالص و پاک به علم علاقه داشته باشید.

دوستان به استخدام به عنوان هیات علمی بصورت یک کار کارمندی نگاه نکنید. در این مسئولیت شما باید تا آخر عمر دنبال علم و دانش باشید. چیزی به نام فراغت ازتحصیل وجود ندارد و باید مصداق کامل "زگهواره تا گور دانش بجوی" باشید. اگر هستید باسمه الله شروع کنید.

البته با تمام این مواردی که عرض کردم، من اگر صد مرتبه دیگر نیز متولد شوم همین راه را انتخاب می کنم.

درود بر شما


نویسنده :P. Jabbarzadeh|تجربه های یک زیست شناس | ارسال نظر: 1



دفعات نمایش: 589
| ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ


شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

زمان بازسازي صفحه :0.4320 ثانيه, 0.0626 براي هر جستجو .