|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۹/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۳ چطوری میشه یه رابطه عاشقانه واقعی رو تشخیص داد؟ چطوری میشه فهمید که برای طرف مقابلت واقعا ارزش داری؟
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۹/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۳ سلام حرفهای قشنگی می زنید. اما یه جای کار ایراد داره ! اگه یه نفر مثل شما فکر کرد اما موفق نبود ، اونوقت تکلیف احساساتش چی میشه؟ خیلی ها هستند که به اسم آشنایی ، عشق رو به بازی میگیرند. و زمانیکه طرف رو به خودشون وابسته کردند با کوچکترین مشکلی که پیش اومد همه چی رو خیلی آسون فراموش می کنند. و البته حرفشون هم اینه که : از اول هم این یک آشنایی ساده بوده !!!!!!!!!!! پاسخ: دوست خوبم راست مي گيد. بعضي ها بدليل پر كردن تنهايي خود كسي را به خودشان نزديك مي كنند. ما به هر رابطه اي نمي تونيم بگيم رابطه عاشقانه. تشخيص آن مشكل است. موفق باشيد |
نویسنده bio20 در تاریخ ۲۰/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۰۵ استاد من هم مثل شما فكر مي كنم ،هر چند هيچ وقت تجربه عشق را نداشتم...اما احساس مي كنم خيلي از ما راه عشق را نمي دانيم.... هيچ كس جز خودم مقصر نيست ، عشوه هاي زنانه ام كم بود بوي گندم و سيب مي پيچيد ، من ولي عاشقانه ام كم بود ريشه هايم اگر چه محكم بود ، مطمئن بودم و پر از احساس سبز بودم ولي نفهميدم ، قدرت هر جوانه ام كم بود هر كسي عشق را نمي فهميد بار ها گفته بود مي خوامت حيف اما بلد نبودم من ، جرات عاشقانه ام كم بود... |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۲/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۰۰ من کتاب از دولت عشق را به همه دوستان توصیه می کنم نویسنده : کاترین پاندر
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۰/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۵ سلام يادداشت زيبايي بود ولي سوال بزرگي برام ايجاد شد ما بايد با ادمايي كه تو مسير زندگيمون با هاشون اشنا ميشيم و از عشق فقط ابراز احساسات عاشقانشو بلدن و با اين طرز فكر سرپوشي قائل ميشن روي بعضي مسائل چكار بايد بكنيم؟ البته اين موضوع ناخواسته پيش مياد كه به طرف مقابلت دلبسته ميشي و بعد در مسير پر فراز و نشيب زندگي قرار ميگيري........
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۲/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۴ سلام .یادداشت بسیار جالبی بود.ساده و به دور از شعار ... حالا 1 سوال: اگه بنا به همون حجب و حیا اشاره شده به یکی گفتیم نه! ولی وقتی خوب فکر کردی میبینیش واقعا"دوستش داری به نظرتون باید چیکار کرد که تا آخر عمر به خاطر این جواب شرمنده دلت نشی؟؟ پاسخ: دوست گرامي خود من شخصا اشكالي نمي بينم اگر يك خانمي به آقايي ابراز علاقه كند. ولي اكثر افراد سنتي فكر مي كنند و اگر اين اتفاق بيفتد ممكن است آن خانم از چشمشان بيفتد. لذا شما به فرد مقابل خود نگاه كنيد ببينيد مي توانيد روحيه اش را تشخيص دهيد. ولي اگر واقعا وي شما را دوست داشته باشد شما نيازي نيست حرفي با كلام به او بزنيد. فقط گاهي سيگنال دهيد خودش ميايد. فقط دقت كنيد فرد واقعا شايسته دوست داشتن هست. بعضي از افراد عاشق پيشه و تنوع طلب هستند مواظب باشيد اشتباه نكنيد. موفق باشيد |
نویسنده نازنين در تاریخ ۲۰/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۱ مقاله ي جالبي بود اميدوارم اگه عاشق شديم هممون عاشق واقعي باشيم نه واسه از بين بردن تنهاييمون. |
نویسنده سارا در تاریخ ۲۰/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۹ مرد را به فعل او امتحان كنيد نه قول او (افلاطون) |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۲/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۰ سلام. اگه عاشق کسی شدیم ولی از احساس اون طرف راجع به خودمون خبر نداشتیم چطور بفهمیم که اون هم دوستمون داره یا نه؟ پاسخ: دوست گرامي هر فردي يكطور واكنش عاطفي مي دهد. يكي از خود توجه نشان مي دهد و يكي گوشه گيري مي كند. لذا شما اول از خود علت عشقتان را جويا شويد. ببنيد عاشق چه چيزي شده ايد. با خود منطقي برخورد كنيد. واقعا شايد اشتباه كرده باشيد. اگر متوجه شديد اشتباه نكرديد. خيلي منطقي و آرام با وي موضوع را مطرح كنيد. ولي قبلش حتما اطلاعات خود را راجه به خانم ها بالا ببريد (البته من نمي دانم كه شما آقا هستيد يا خانم) ولي در قسمت مقاله من نوشتم قبل از هر گونه عمل شما بايد از روحيات خانم ها يا آقايان اطلاع داشته باشيد. وگرنه حتي اگر او به شما علاقه هم داشته باشد از دستش مي دهيد. اين يك قانون است... بزودي من اگر فرصت كردم مقالاتي را در اين زمينه مي گذارم زيرا كه متاسفانه عدم آگاهي و مطالعه است كه زندگي ها را به ناكامي مي كشاند. |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۱/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۰۲ خیلی از آدما دم از عشق وعاشقی میزنن ولی هیچ بویی از اون نبردن مثلِ ..... ازدواج میکنن ولی سر یه مسئله هیچ از همسرشون جدا میشن . اگه کسی واقعا" عاشق باشه با عشقش همۀ عیبها رو میپوشونه نه اینکه سر یه ایراد کوچولو که میشه جور دیگه ای جبرانش کرد از همسرش جدا بشه . پاسخ: دوست گرامي اين هم نظر شماست براي من هم محترمه. هر فردي بر اساس تجربيات خود به يك سري نتايج مي رسه. با بخشي از صحبت شما موافقم . موفق باشيد |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۲/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۱ سلام استاد من 28 سال دارم و متاهل و صاحب یک فرزند پسر هستم . نوشته هایتان راخواندم خیلی قشنگ بود ولی من فکر میکنم جوانان (البته مجردها ) اینطوری قشنگ عشق را درک نمی کنند دختر یا پسر فرقی ندارد اینها عشق را یک بازیچه برای پر کردن خلاء تنهایی و محبتشان می دانند و هر چه قدر هم زیبا برایشان ترسیم شود بازهم مثل منو شما درک نمی کنند چرا که با این عشقهای به اصطلاح واقعی خود را به منجلابهایی می کشانند که راه بازگشتی ندارند و موقعی می فهمند چه اشتباهی کردند که خیلی دیر شده . به نظر من در این دوره نمی شود به هیچ پسری اعتماد کرد البته زیاد هستنند دخترهایی که پسرها را دور میزنند و جیبی دوخته اند برای تلکه کردن آنها امیدوارم همه جوانها عاقبت به خیر شوند و زندگی توام با عشق ومحبت را در کنار همسرشان پیش رو داشته باشند . پاسخ: دوست خوبم حق با شماست. البته ما نمي توانيم براي روابط اجتماعي يك فرمول ثابت ارائه دهيم. زيرا كه هر فردي داراي روحيات و شخصيت مجزايي است. البته تنهايي عاطفي و پر كردن آن اشكالي ندارد. خود ازدواج هم همين است كه فردي شريكي براي خود برگزيند كه لحظات تنهايي خود را با او پر كند. ولي جنبه هاي ديگر نيز بايد مورد تحليل قرار گيرد. انسان در درجه اول بايد به شناختي از خود برسد ، بعد طرف مقابل خود را انتخاب كند. در غير اينصورت به مشكل مي خورد. بعنوان مثال در زندگي يك نفر اگر دختر يا پسري نباشد و بر حسب تصادف پسر يا دختري در مسير راهش قرار گيرد آن شخص ممكن است به خاطر پر كردن جاي خالي به سمت وي كشيده شود. ولي فبل از كشش كمي بايد الگو هاي منطقي خود را مرور كند. بعنوان مثال ايا آن فرد از نظر شخصيت ، تحصيلي ، فرهنگي ، و ... قابل اتكا هست يا خير؟ و بعد وارد رابطه شود. زيرا اگر غير از اين باشد پس از مدتي كه تنهايي آن فرد پر شد ديگر فاكتورها خود را نشان مي دهند و رابطه به چالش كشيده مي شود. حتما داستان هاي زندگي هايي را شنيده ايد كه ابتدا با عاشق شروع مي شود و بعد به جدايي كشيده مي شود. از پاسخ شما متشكرم |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۲/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۱ متن زيبا و پر احساسي بود عشقي كه با خودش ذلت و حقارت بياره قابل تحمل نيست عشق بايد با اقتدار همراه باشه (با غرور اشتباه نشه) تا هميشگي و لذت بخش باشه 100 دفعه كه نه ولي ادم عاشق بايد اهل ريسك باشه عشق ادم ترسو يك ادعا بيشتر نيست بايد تا روزنه اميدي هست ادم شانس خودشو امتحان كنه البته اگر به عاشق بودن و انتخابش اعتقاد قلبي داره دست از رسيدن به محبوبش بر نداره پاسخ: دوست عزيز حق با شماست. ولي به نظر من انسان بايد محبوب را هم درست انتخاب كند. چون محبوبي كه ذره اي معني احساس و عشق را نمي داند ، شايسته ريسك كردن نيست. |
نویسنده سارا در تاریخ ۲۲/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۹ سلام استا چرا جواب يادداشت بچه هارو نميدين ؟ پاسخ: دوست گرامي من مخلص تمام دوستان هم هستم. 2 روز گرفتار بودم نرسيدم بيام پاي سايت. |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۹/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۳ سلام استاد من تازه دو روزه که وارد سایت زیست شناسی میشم و توی این دو روز تمام مطالب شما رو خوندم همشون عالی بودن راستی من از دانشجویان شما در رشته زیست شناسی مرکز تربت حیدریه بودم ورودی 79 البته خودم بچه کاشمر هستم امیدوارم روز های خوبی رو که با بچه های ورودی 79 داشتیم رو شما هم به یاد داشته باشید من که اصلاً یادم نمی ره اون روزا همه بچه ها شما رو خیلی دوست داشتند و برای شما احترام خاصی قائل بودند نمی دونم این رو که از توی چشم همه می شد خوند رو خوندید یا نه حتماً یادتون هست که بچه ها بهترین نمرات رو از دروسی که با شما داشتند می آوردند این فقط به خاطر عشقی بود که به شما داشتند آیا متوجه میشدید؟ می دونم هستند کسانی که هنوز هم شما رو مثل من عاشقانه دوست دارند . امیدوارم که همیشه توی زندگی خصوصی خودتون موفق باشید پاسخ: دوست گرامي كاش خودتون را معرفي مي كرديد. بهر حال من نظر لطف شماست. ورودي 79 بهترين دانشجوهاي من بودند كه داشتم واقعا عالي بوديد و به استاد انگيزه مي داديد اگر چه آن زمان تازه شروع بكار كرده بودم و تجربه كمي در تدريس داشتم. من همواره عاشق كارم هستم و هر روزي كه تمام مي شود از صميم قلب از خدا بخاطر اينكه روزي ديگر به من توفيق خدمت به دانشگاهيان را داد سپاسگذاري مي كنم. بهر حال موفق باشيد |
نویسنده سارا در تاریخ ۲۹/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۱ بد نيست يكي از قانون هاي يك رابطه عاشقانه رو مرور كنيم: اگه كسي بهت گفت دوست داره سعي نكن بهش بگي دوست دارم / اگه گفت عاشقته سعي نكن عاشقش بشي/ اگه گفت همه زندگيش هستي سعي نكن همه زندگيت بشه چون يك روز مياد كه بهت ميگه دوست نداره اون وقت تو نمي توني دوستش نداشته باشي پاسخ: دوست گرامي شايد اون روز كه بهت بگه دوستت نداره هيچ وقت نرسه. هرگز با حدس و گمان سعي نكنيد به زندگي خودتون سيگنال منفي بدهيد. 90 درصد مردم ما نسبت به همه چيز بد بين هستند. واقعا بهمين دليل ايران هيچوقت كشور پيشرفته اي نخواهد شد. تا هر زمان كه چنين ديد منفي را نسبت به هر چيزي داشته باشيم. سعي كنيد همواره آزاد و راحت فكر كنيد. واقعا ضرر نمي كنيد. امتحان كنيد. دوست عزيز هر كاري را كه به شما حس لذت مي دهد ، انجام دهيد. اگر تنها ماندن برايتان زيباست همين كار را بكنيد. من قصد ندارم افكار شما را عوض كنم. فقط قصد دارم روحيه مثبت انديشي را در جامعه گسترش دهم. اگر كسي در روابط عاطفي به مشكل مي خورد ، دوست دارد ولي نمي تواند چنين روابطي برقرار كند ، دليل دارد..... اگر كسي تحصيل مي كند ولي بيكار است دليل دارد .... اگر كسي كار زياد مي كند ولي هميشه بي پول و نيازمند است دليل دارد ..... من مدتي است دارم تحقيق مي كنم و علل اين مشكلاتي را كه گريبانگير جوانان كشورم شده است را جستجو مي كنم. لذا بياييد بدون اينكه جبهه گيري كنيم ، واقعا ببينيم اگر صحبتي كه از تريبون منعكس مي گردد گره اي را باز مي كند ، سعي نكنيد بر روي افكار خود پافشاري كنيد ، بياييد خود را تغيير دهيم آنگونه كه ديگر با مشكلات راحت تر برخورد كنيم و روز بروز مسير موفقيت هاي بيشتري را طي كنيم. موفق باشيد |
نویسنده پرهام در تاریخ ۲۸/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷ پاسخ: دوست گرامي انسان ها دو دسته اند: انسان هاي غافل و انسان هاي هوشيار انسان غافل انسان هايي هستند كه تا يك نفر به آنها نزديك مي شود از ترس اينكه مبادا طرف دروغ بگويد او را از مسير خود كنار مي زنند. ولي انسان هاي هوشيار به گونه اي ديگر عمل مي نمايند--- آنها زمانيكه يكي در مسيرشان قرار مي گيرد به وي اجازه صحبت كردن مي دهند. بدون اينكه اول او را انسان بدي تصور كنند به او فرصت مي دهند. بعد خود تصميم مي گيرند كه آيا آن شخص به دردشان مي خورد يا نه. افرادي كه اعتماد به نفس ندارند و به خود ايماني ندارند از ترس اينكه مبادا بدام بيافتند از طرف مقابل مي گريزند و اين بزرگترين اشتباه افراد به ظاهر خرد گرا مي باشد. در ضمن دوست عزيز دكتر آزمنديان يك وبلاگ داشته اند كه ديگر فعاليت نمي كند. |
نویسنده f.€ در تاریخ ۲۷/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۹ سلام،استاد اولا خسته نباشید ثانیا من همیشه طرفدار گفتگوی دوستانتون بودم و هستم این پستتونم عالی بود اماااااااااااا تو این ملت چند صد میلیونی که به چشمتم نمی تونی اعتماد کنی بیای به یه پسر بگی سلام دوست دارم؟؟؟!!! جای سوال اینجاست که به راحتی نمی شه سر از درون آدما و نیتشون برد ، اما خدایش خدتونم به یکی که حالا از سر راه برسه و یه نگاه عمیق بهت بکنه نگاهش می کنین ؟؟؟ من به هیچ عنوان آدم سنتی نیستم اما در عین حال واقعا به چیزی که امروزه بهش می گن عشق اعتقادی ندارم چون آمار ثابت کرده عاشق واقعی 1در 100 هست کی میاد همچین ریسکی کنه و زندیشو نابود کنه؟؟؟ |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۸/۰۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۰ سلام آقای دکتر آزمندیان سایت اختصاصی ندارند که بشه باهاشون درد ودل کرد وازشون سوالاتی رو پرسید ؟ |
نویسنده سارا در تاریخ ۰۵/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۳ تولدتون مبارك پاسخ: تشكر از لطفتون |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۸/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۸ ببخشید . ایا تابه حال خود شما عشق واقعی تجربه کردید؟ ممنون پاسخ: دوست گرامي عشق واقعي را خير طبيعي است هر فردي كه وارد دوره جواني مي شود احساسات "عشق نما" را تجربه مي كند. بخشي از صحبت هايي كه مي كنم نتيجه درس هايي است كه از پيرامون خود گرفته ام. موفق باشيد |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۱/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۷ حرفهای شما کمک بسیاری به من کرد از راهنمای تان متشکرم |
نویسنده سارا در تاریخ ۱۲/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۱۴ روز معلم بر شما استاد گرامي مبارك پاسخ: دوست عزيز ممنون از لطفتون |
نویسنده الین در تاریخ ۲۵/۰۴/۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۴۷ سلام استاد منم با دوستام که معتقد که نباید ریسک واعتماد کرد. تاالان یعنی قبل از اینکه بشینم بای سایتتون فکرمیکردم اونکسی که بهم ابرازعلاقه کرده دوستم داره...... امابرام روشن شد که نتنهاعشق واقعی روتجربه نکرده بلکه همش احساسات عشق نما بوده بنابه گفته خودش!!!!!!!!!!!!!!!!!!امیدوام خیلی زود تجربه کنه.استادیعنی بهم دروغ گفته؟شماکه مطالعات زیادی دارین بگین؟یعنی گول خوردم؟ازش انتظار نداشتم.واقعا بهت زدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پاسخ: دوست عزيزم شايد زود خسته اش كردي و نظرش عوض شده . بدبين نباشين. البته آقاياني كه كم سن و سال هستند در اينطور چيزا تظاهر مي كنند ولي اگر سن از مرز 30 گذشت عشق رنگ و بوي حقيقي پيدا مي كنه. موفق باشي |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۳/۰۵/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۹ سلام. من تازه اين مطالبتونو خوندم. بعضي هاشونو قبول دارم و لي بعضي هاشو نه!!!!!! چون واقعا تجربه ثابت كرده هر چيزي كه سخت بدست بياري آسون از دست نميدي.... كلا از نظر شخصيتي خانم ها راحتر ميتونند از نيم كره راست به چپ انتقال داده بشن و اين ميرسونه كه عواطف در اونها قوي تره در حاليكه مردها تنوع طلب تر هستند و بايد چيزي رو كه دوست دارند سخت تر بدست بيارند ولي اين به اين معنا نيست كه به زور بدست بيارن!!!!!! پاسخ: دوست عزيز ممنون از پاسختون. شايد بعضي مواقع سخت بدست آوردن باعث حفظ آن شود و يا خانم ها عاطفي تر باشد. ولي هميشه صدق نمي كند. خانم هايي هستند سر مسايل پوچ روابطشون را به چالش مي كشند. چون طاقچه بالا گذاشتن خانم ها باعث مي شود روابط عاطفي به سردي گرايش پيدا كند و آقاياني كه به اصطلاح شما تنوع طلب هستند اين امر بخاطر سردي و خشكي رفتار خانم آنها است. اگر كمي با سياست و نرمش برخورد كنيم و دست از غرور و خودخواهي برداريم و قلب خود را آزاد بگذاريم ، خيلي روابط زيبا تري مي توانيم برقرار كنيم. به هر حال موفق باشيد |
نویسنده aabno0os در تاریخ ۳۰/۰۵/۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۹ salam khaste nabashid man 1 moshkeli daram nemidoonam shoma online hastin ya no mikhastam rahnamaim konin pesari asheghe man shode ke khanevadash bidalil mokhaalefan kamelan bidalil nemidoonam chikar konam manam kheili doosesh daram hame migan shorooe in zendegi eshtebaahe man midoonam vaghean asheghame rahnamaim konin پاسخ: دوست گرامی من که نه شما را می شناسم و نه آن آقا پسر را عشق ها می تواند صرفا بر پایه احساسات باشد. به شما پیشنهاد می کنم یک وقت مشاوره بگیرید و آزمون هایی هست که مشخص می کنند شما به درد هم می خورید یا خیر. روانشناسان چنین آزمون هایی دارند. موفق باشید |
نویسنده نوشين در تاریخ ۰۵/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۱ سلام خوشحالم با اين سايت اشنا شدم 39 سال دارم هيچوقت عاشق جنس مخالف نشدم .البته همجنس گرا نيستم .علتش اينه كه خونواده ام از عشق ميترسيدن واونو گناه ميدونستن. منم لبريز از عشق بودم به معلمم ودوستام وابسته ميشدم وامروز دارم با اين وابستگي دردسر ساز مبارزه ميكنم هنوزم براي اينكه خوشحال باشم بايد كسي رو خيلي دوست داشته وازطرف او تاييد بشم.از وقتي يادمه هميشه عاشق بودم اما امروز فهميدم اين عشق نبوده نياز به دريافته محبت بوده . كاشكي روزي برسه كه همه ما عشق . رو بدونه وابستگي داشته باشيم. |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۴/۰۳/۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۲۷ سلام ، حرفهاتون قشنگه ولي يه جاي كار ميلنگه ، اينكه همه ديدشون به عشق اينطوري نيست خيليها فقط با احساس طرفشون بازي ميكنند ..مثل خودم كه بعد از سه سال ابراز احساس علاقه طرفم به خودم بعد از اون همه مدت تازه بهش گفتم كه من دوست دارم اما اون اينبار چكار ميكنه بدون اينكه بفهمه طرف مقابلش داره چي ميكشه ميزاره بدون گفتن دليلش ميره اونم درست موقعي كه من بهش علاقه پيدا كردم . الان تكليف من چيه اينم نتيجه عشقي كه همه ميگن مقدسه ولي شده بازيچه آدمهايي مثل اون. پاسخ: دوست گرامی 3 سال شما او را درک نکردید. ابراز عشق اگر طولانی بشود سرخوردگی بهمراه دارد. اگر هم وصالی باشد سرانجام ندارد. به عبارتی خانه قلب هر کسی را قبل از اینکه کلنگی شود و گرد و خاک همه جای آن را پر کند باید تصاحب کرد. شما دیر اقدام کردید. زمان تخریب خانه موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۴/۰۲/۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۵ اگر عاشق يك پسري شده باشيي اونم همين طور هردوتوي يك دانشگاه درس ميخونيم دانشكده هامون با هم فرق داره اول فقط با نگاه نشون ميداد ما سر كلاس عمومي همديگر را ديده بوديم بعد از يک ترم كه گذشت ديگه نديدمش تا اينكه چند وقت پيش اوم از جلوم رد شد ويكسري علايم نشون داد كه فهميدم يكچيزيش هست ولي من هيچي به رو نياوردم وعادي نميدونم كارم درسته يا نه ايامن هم بايد نشونبدم دوسش دارم كمكم كنيد من واقعا دوسش دارم چون معيارهايي كه مد نظرم بود را داره ولي من خيلي حيا دارم؟شما كمكم كنيد مدتي كه نميديدمش واقعا داغون شدم ازلحاظ روحي جسمي در ضمن جثه اش با من نميخونه من ظريف ومتوسط اون بلندوچهارشونه گاهي اين عامل نظرما برميگردونه ولي نمتونم نميدونم؟شمابگيد چه كار كنم؟ |
نویسنده دانشجو در تاریخ ۲۳/۰۵/۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۱۷ سلام استاد جبار زاده اگه ممكنه از بقيه ي گرايشات رشته ي زيست شناسي در مقطع ارشد توضيحاتي بدين ممنون ميشم در مورد گرايش اكوسيستماتيك باتشكر شاگرد شما پاسخ: دوست گرامی چشم ولی سوالات را باید در صفحه مربوطه بپرسید. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۴۲ قشنگی عشق به اینکه هیچوقت به عشقت نرسی چون اون میشه برات الهه عشق و من تجربه اش کردم هیچوقت ازش دل زده نمیشی و همیشه برات عزیز میمونه |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳/۰۱/۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۰ سلام ممنون از مطالب خوبتون.میخواستم بدونم اگه عاشق دختری بشیم که 15 سال بیشتر نداره و ارتباط نزدیک فامیلی داشته باشه هنوز زوده که برای ابراز عشق اقدام کنیم؟ پاسخ: دوست گرامی بستگی به طرز فکر خانواده ها داره. ولی یک کم شاید زود باشه موفق باشید |
نویسنده ملیکا در تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۵ سلام من تمام مطالب و سوالات و پاسخ های شما رو خوندم به1001سوالی که در ذهن من بود جواب دادین من 13سالمه عاشقی تو سن من خوبه یا بد؟در ضمن اگر حجب وحیا نداشته باشی میگن چه دختری با همه فلانه اگر جواب رد بدی میگن داره بازی در میاره.تکلیف ما چی شد؟ پاسخ: دوست گرامی حق با شماست. متاسفانه خانم ها در این جامعه محدودیت های زیادی دارند. همینطور آقایانی هستند که ممکن است به بهانه عشق جلو بیایند و هدفی جز یک رابطه دوستی بی نتیجه نداشته باشند. به نظر من دختر اگر بی گدار به آب بزند سرخرده می شود. اگر عاشق یک انسان کامل شدید می توانیدبیشتر به عشق خود اعتماد کنید. لذا برای شما زود است چون چنین انسان کاملی حداقل 15-16 سال از شما بزرگتر است. بین 20-25 سال بهتر است. موفق باشید |
نویسنده فالی در تاریخ ۲۹/۱۱/۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۷ سلام.اگه معشوق باما هیچ تناسب وسنخیتی نداشته باشه چیکار کنیم؟ پاسخ: این امر نشان می دهد شما انتخبتان را بر اساس احساستان انجام داده اید. طبیعتا چنین ازدواجی مناسب نیست. اگر چه بستگی دارد که این عدم سنخیت در چه رابطه باشد. تحصیلی ، اقتصادی ، فرهنگی، و ... موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۴/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۵ متن فوق العاده جالب واموزنده بود لطفا بیشتر توضیح بدین |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۰/۰۴/۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۳۱ سلام من دختر دانشجوی 22 ساله هستم و تقریبا نزدیک به 2 ساله که با یکی از هم دانشکدییهام رابطه دارم موضوع رو هم خانوادهامون میدونن ما میخواییم هر چه زودتر ازدواج کنیم ولی نمیتونیم اخه 2 تا خواهراش تازه ازدواج کردن.تقریبا همزمان و یکم مشکله واسشون حالا ما چیکار کنیم که زود به هم برسیم؟ پاسخ: دوست گرامی کمی نحمل در راه عشق لازمه. کمی هم سطح توقع را بیارید پایین که براتون راحت تر بشه. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۱/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۵ سلام.! کاش همه ما ادما یاد میگرفتیم که به جای تبعیت کورکورانه از ادما یا کتابایی که نوشته ی دست ادماست .اول یه تعریف درست از عشق. دوست داشتن . تنفر و عادی بودن داشتیم بعد اونو تعریف می کردیم .کاش قبل ازبه قول خودمون عاشق شدن یاد می گرفتیم که شان این کلمه چقدر بالاست و اینکه این لفظ مال زمینیا نیست .یا نه! کاش یاد می گرفتیم که لقمه ی اندازه دهنمون برداریم تا بعد نه سر خودمون به سنگ بخوره نه هم کسی رو که ادعا کردیم دوستش داریم به دردسر بندازیم .کاش یاد می گرفتیم که ادما با توجه به نقص هایی که دارن اندازه ی عشق نیستن و فقط می شه دوست شون داشت. کاش یاد می گرفتیم که با احساساتمون کسی رو که به قولی معشوقمون می خونیم توی قفس نکنیم .کاش یاد می گرفتیم که اصرار زیاد همیشه هم کار ساز نیست. کاش .... ! پاسخ: دوست گرامی ضمن احترام به نظر جنابعالی ولی در رابطه با اشرف مخلوقات بی انصافی کزدید. خداوند می فرماید: فتبارک الله احسن الخالقین آنچه خدا به شایستگی از او یاد می کند شما نکوهش می کنید؟ در ایده خود تجدید نظر کنید. موفق باشید |
نویسنده ه.چ در تاریخ ۱۲/۰۴/۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۸ استاد ولی آیا فکر می کنید چنین عشقی وجود داره.وقتی همه ازت تعریف کنن و بگن جه قدر خانم و با خانواده است ولی بین هم سن و سالهات میبینی کسانی محبوبترند و به اون چیزی که میخوان میرسن که رعایت هیچ چیزیو نمیکنن.من میخوام که عاشق بودن رو تجربه کنم ولی حتی از اینکه بخوام رابطه ای رو شروع کنم می ترسم.ترس از شکست ترس از وابستگی ترس از به بازی گرفته شدن وترس از اینکه نسبت به احساسم و رابطه صادقانم بد برداشت بشه.نمدونم بتونم این حسو تجربه کنم یا نه!کمکم کنین بتونم اون راه درستو انتخاب کنم. پاسخ: دوست گرامی متاسفانه در جامعه ما از آنجاییکه بدلیل مشکلات فراوان جوانان جرات ازدواج را از دست داده اند خیلی ها بدنبال دوستی هستند (به بهانه ازدواج). این منجر به سوء استفاده از خانم ها می شود. خیلی احتیاط کنید. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۳/۱۰/۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۰ سلام خسته نباشیدمیشه لطفا بگید که علایم عاشق شدن چیه؟ و اگه عاشق یه فرد خارجی بشیم که مسلمان نیست چه اتفاقی میوفته؟ واقعا چنین عشقی امکان داره؟ پاسخ: دوست گرامی از نظر شرعی مشکل پیدا می کنید. سعی کنید بر احساسات خود مسلط باشید. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۱/۰۲/۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۱۱ رابطه ای داشتم عاشقانه و طرف مقابل هیچ وقت اشتباه نمی کرد و چیزی کم نمی گذاشت . ولی به دلیل هر اشتباه کوچکی که من ناخواسته می کنم از من جدا می شود . و از من اصرار . همیشه خود را بابت هر چیزی مقصر می دانم در این رابطه . بگویید اصرار زیاد من چه تاثیری برای نگه داشتن این رابطه به هم خورده می تواند داشته باشد ؟ پاسخ: دوست عزیز احساس نیاز شما ایشان را سر کرده است. یک کم بی خیال باشید شاید درست شود. رابطه طولانی مدت اصلا خوب نیست، اشنایی در حد 2-3 ماه و بعد یا ازدواج یا جدایی. غیر از این دو راه حل دیگری نیست. رابطه عاشقانه خودش ایجاد می شود و خودش، خودش را می بلعد لذا نگذارید طولانی شود. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۷/۱۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۱ با سلام و عرض خسته نباشید برای من سوالی پیش امده اگر از شخصی خوشمان امد و شخص نگاه های عمیق و با احساسی کرد اما هیچ وقت به طور مستقیم احساسات خود را ابراز نکرد چه؟ در ان صورت چه باید بکنیم ؟ ممنون میشم اگه جواب کاملی بهم بدین. پاسخ: دوست گرامی شاید نگاه ها از روی احساس نباشد و از روی هوس باشد. این روز ها به راحتی احساسات خانم ها به بازی گرفته می شود. چون آقایان موقعیت ازدواج ندارند بیشتر بدنبال روابط دوستی هستند. سعی کنید منطقی فکر کنید و ببینید آیا فرد مورد نظر موقعیت ازدواج دارد یا خیر؟ موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۶/۰۳/۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۹ دوست عزیز سلام من یک رهگذر بودم که بطور اتفاقی وب شما رو دیدم و مطلب مربوط به روابط عاشقانه را خوندم و از راهنماییهایی که به دوستان کرده بودید خوشم اومد و تصمیم گرفتم که من هم داستانم رو برای شما بفرستم شاید پاسخ شما برای من هم راهگشا باشه . راستش من از همون دسته دخترایی هستم که به قول شما وقتی با ابراز عشق از طرف مقابل روبرو میشن قشقرق به پا میکنن و از همون او ل دست رد به سینه طرف میزنن ! چند سال پیش توی دانشگاه یک همچین مساله ای برام پیش اومد و یکی از هم دانشگاهیام سخت به من علاقمند شد . من خیلی ازش شناخت نداشتم و از بعضی اخلاقهای اون خوشم نمی اومد . چند بار سعی کرد که بیاد با من صحبت کنه ولی من متاسفانه با غرورم به او چنین اجازه ای ندادم . الان چند سال از فارغ التحصیلی من میگذره و اون در تموم این سالها یه جورهایی سعی میکنه به من بفهمونه که هنوز من رو فراموش نکرده از تک زنگ و اس ام اس ناشناس ولی معنادار گرفته تا ......(به قول شما سیگنال میده !) ولی در تمام این مدت هیچو قت مستقیما خودشو معرفی نمیکنه و هرگز بامن رودررو نشده و حتی یکبار هم ازمن خواستگاری نکرده . یکباراز یکی از نزدیکانش شنیدم که گفته به خاطر غرورش با من در این رابطه صحبت نمیکنه !اما به هر حال من معنی رفتارهای او رو نمی فهمم . گاهی خودم رو سرزنش می کنم که نکنه من باعث سرخورده شدن یک آدم شده باشم و از این احساس عذاب وجدان میکنم .گاهی وقت هم حق رو به خودم میدم و میگم اگه کسی واقعا به کسی علاقمند باشه و ریگی به کفشش نباشه خوب میره و به طریق معقول با او در موردش صحبت میکنه حالا یا به نتیجه میرسه یا نمیرسه . در اینکه او آدم مغروری است شکی ندارم ولی نمی تونم علت رفتارهاش رو بفهمم . و نمی دونم در این شرایط بهترین کاری که می تونم برای خلاصی از این وضع انجام بدم چیه ؟ ادامه این وضع واقعا من رو آزار میده لطفا من رو راهنمایی کنید متشکرم . پاسخ: دوست عزیز سلام به نظر من بهترین راه حل عوض کردن شماره موبایل است. دوست عزیز حق با شماست، درست است که شما اشتباه کردید و سریع رد کردید ولی ایشان هم اگر راست می گفتن می آمدند و به سالم و منطقی پیشنهاد ازدواج یا اشنایی از طریق خانواده مطرح می کردند. لذا به نظر من شما هیچ ضربه ای به او نزده اید و او خودش باعث سرخوردگی خودش شده است. لذا ان شا الله به خواستگارهای جدید فکر کنید، اگر ایشان تماس با شما گرفت و چنین پیشنهادی به شما کرد، فقط بگین با خانواده اش برای خواستگاری بیاید. یعنی تماس بعدی، مادر ایشان باشد با مادر شما بقول معروف شترسواری دلا دلا نمی شود. یک مرد باید شهامت خیلی بیشتری داشته باشد. ابتدا مرد شهامت باید داشته باشد پیشنهاد ازدواج را بدهد بعد دختر خانم هم باید شهامت گفتن این جمله که "باید فکر کنم " را داشته باشد. بجای گفتن "نه" سبز باشید
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۳/۰۲/۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۰ با سلام و با تشكر از مطالب جالب شما حدود يك هفته است با فردي آشنا شدم و نمي دانم آيا بايد به اين رابطه ادامه بدهم يا نه؟ از چه طريقي مي تونم اين آقا رو بشناسم؟ |
نویسنده حامد ياوري در تاریخ ۱۲/۰۲/۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۳۳ با سلام به نظرم زيست شناسي علم خداشناسي است. به همه آنهايي كه عاشق زيباييهاي الاهيند و راه آن را در بيولوژي يافته اند صميمانه تبريك مي گويم. |
نویسنده سارا در تاریخ ۲۵/۰۱/۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۴۷ سلام اقای دکتر من مطالبتون دربارهی اسرار موفقیت در برقراری یک رابطه ی زیبای عاشقانه رو خوندم .میشه تفاوت بین این دو جمله رو برام روشن کنید هر دستاوردی که بدست اوردنش برای تو رنج داشته باشد بدرد نمی خورد . نابرده رنج گنج میسر نمی شود. ممنون پاسخ: با سلام جمله اول یعنی اینکه شما باید اگر آرزویی دارید و برای شما مهم است در اثر گام برداشتن در مسیر آرزوی خود لذت ببرید. اگر مدام بعنوان از درس خواندن شکایت بکنید بعدش بخواهید دانشگاه هم رشته خوب برید وقتی به اون رشته می رسید تازه می فهمید آن چیزی نبوده است که شما انتظارش را داشتید. از مسیر و سختی ها لذت ببرید منظور این است. جمله دوم می گوید نباید یک گوشه بنشینید منتظر باشید کار درست شود. منظور از رنج همت و پشتکار است. موفق باشید ممنونم از سوالتون دوست عزیز |
نویسنده مهمان در تاریخ ۲۵/۰۱/۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۲ سلام من خانمي بودم كه در هرمحفلي خواستگاري داشتم اما به دليل داشتن خانواده اي تنش دار ومادري كه شك و ترديد در تمام موارد زندگي ودر مورد تمام اعضاي خانواده داشت هرگزبه دوست دارانم فكر نمي كردم و به بهانه اي جواب رد به همه مي دادم و ديگران را ناراحت مي كر دم حالا هشت سال است با كسي زندگي مي كنم كه پدر و مادرم او را قبول داشته اند نه خودم.باور نمي كنيد تمام معا يبي(جسمي مادي اخلاقي) را كه يك به يك در ديگر خواستگارانم وكسي كه خودم با سليقه خودم دوست داشتم همه را دارد به علاوه مشكلاتي كه پدرومادرم با هم دارند اين هم نتيجه پاك بودن نجيب بودن وحرف گوش كن بودن و البته همچنان زن خوبي هستم وتحمل مي كنم اما آيا از اين خوب بودن مي توان ثمره اي معنوي وقلبي دريافت كرد؟ پاسخ: دوست گرامی من چه بگویم؟ اگر بگم تا این درجه نباید سنتی فکر کرد دروغ نگفته ام زیرا این شما هستید که می خواهید زندگی کنید، لذا پدر و مادر اگر به خوشبختی دختر فکر کنند باید خواست او را هم در نظر بگیرند. زندگی 100 درصد نمی شود ولی اگر عشق باشد بیشتر مشکلات حل می شود زیرا بخاطر عشق خیلی گذشن ها وجود دارد. خدا هم به انسان عقل داده و باید از این نعمت استفاده کند نه اینکه چون هر چه دیگران گفته اند و شما قبول کرده اید بعنوان یک انسان خوب توقع پاداش معنوی باشید. به هر حال دوست گرامی همه انسان ها همه خوب هستند و هم بد. شما بر روی صفات خوب ایشان تاکید کنید و سعی کنید خوشحال زندگی کنید. ایکاش قبل از ازدواج با یک کارشناس خانواده مشورت می کردید. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۱/۱۱/۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۱ سلام دوست عزیز من این مطالب رو تازه خوندم خیلی عالی بود من یه مشکل بزرگ در این باره دارم آیا میتونم اینجا بیان کنم ؟ تا راهنماییم کنید؟ پاسخ: دوست گرامی ایمیل بزنید گرچه چنین مباحثی نسبی هستند و نمی توان یک راه حل را پیش گزید. موفق باشید |
نویسنده مهمان در تاریخ ۰۱/۰۵/۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۴۱ سلام.خسته نباشید.من دختری هستم که 22سالمه و حدود 2و3سال با پسری دوست بودم. دوستیمم با بقیه فرق میکرد. به خاطر دوری محل زندگیمون فقط تونستیم 2بار در طول 2سال همدیگرو ببینیم. از اول آشنایی اصرار اون واسه ازدواج بود و من دوست نداشتم با کسی ازدواج کنم که باهاش دوستم.ولی کم کم علاقه مون به حدی شد که به ازدواج فکر می کردیم. هرچند از همه لحاظ تفاوت های زیادی داشتیم.و مسأله این بود که با وجود علاقه ی شدیدی که بینمون بود همیشه با هم دعوا داشتیم. نه دعوای ساده.تا حد جدایی پیش میرفتیم. 2و3ساله دوستیمون به همین منوال گذشت و همیشه هم به خودمون امید میدادیم که دعواهامون تموم میشه که نمیشد. تا اینکه چند روز پیش بازم سر یه مسإله ی بیخود قهر کردیم.و این بار تصمیم گرفتم که اگه اومد برنگردم و برنگشتم.چون هردومون از دعواهامون خسته شدیم.دلیلشم این بود که واقعا احساس میکنم طرز فکرمون فرق میکنه.و اینکه نمیتونیم همدیگرو درک کنیم. فقط میخوام بهم بگید با این اوصاف کار درستی کردم یا نه؟! با توجه به اینکه به احتمال 90% خانواده ی من با این ازدواج مخالفت میکنند. ممنون.منتظر جواب میمونم پاسخ: خانم گرامی دوستی طلانی و مخصوصا وقتی که اصلا هم رو نبینید باعث عصبی شدن طرفین می شود. این دعوا ها طبیعی است ولی روی طرفین را به هم باز کرده و زندگی مشترک با توصیفی که شما کردید منتطقی به نظر نمی رسد. باز هم با یک کارشناس خانواده مشورت کنید. موفق باشید |